گنجور

سلطان ولد » ولدنامه » بخش ۶ - در بیان آنکه حق تعالی در نهاد هر کس خاصیتی نهاده است که به جز به جنس خود نیارامَد و اگر بیارامَد بنابر علتی باشد و آن خاصیت همچو موکلی است که شخص را به جنس خود می‌برد که ان الله تعالی ملکا یسوق الجنس الی الجنس و در تقریر آنکه جنس جنس آفریدن را سبب آن بود که چیزها به ضد ظاهر می‌شود که و بضدها تتبیّن الاشیاء دیگر آنکه کمال صنعت آنست که بر بد و نیک قادر باشد زیرا که اگر بر نیک توانا باشد و نتواند بد ساختن قادر تمام نباشد پس نسبت به خدا نیک و بد یکسان‌اند از آن ره که هر دو معرف کمال صنعت حق‌اند لیکن اگر از این نسبت قطع نظر کنی نیک و بد کی یکسان باشد. تقریری دیگر که بی‌این نسبت و تعلیل کشف شود که نیک و بد همه نیک است چون این تقریر را به صدق شنیده باشی و قبول کرده باشی به برکت این، حق تعالی بدانت نیز راه دهد

 

هست حق را فرشته ای به زمین

کاو برد جنس را به جنس یقین

دیوْ جان را به سوی دیو برد

میر و شه را سوی خدیو برد

زن‌صفت را برد به سوی زنان

[...]

۴۰ بیت
سلطان ولد
 

سلطان ولد » ولدنامه » بخش ۸۹ - پشیمان شدن مریدان از آن حالت و خود را ملامت کردن که چرا گفتۀ شیخ را حق ندانستیم چون از ما کاملتر و داناتر و بیناتر است

 

همه گفتند کای شه ممتاز

گرچه ما را نبود دیدۀ باز

چونکه دیدن نمیتوانستیم

چون بعقل اینقدر ندانستیم

که توئی صد چو ما بعلم وتقی

[...]

۴۰ بیت
سلطان ولد