گنجور

 
۱
۲
 

صامت بروجردی » کتاب المواد و التاریخ » شمارهٔ ۱۳

 

از اول صبح کون تا شام معاد

جز ختم رسل هادی کل فخر عباد

بهتر ز علی و یازده اولادش

بالله ندیده دهر و نه مادر زاد

۲ بیت
صامت بروجردی
 

صامت بروجردی » کتاب المواد و التاریخ » شمارهٔ ۱۴

 

اولاد علی که اصل ایمان شد‌‌ه‌اند

دردا که قنبل تیغ عدوان شده‌اند

مجموع چو آفتاب و ماه و انجم

در جمله آفاق پریشان شده‌اند

۲ بیت
صامت بروجردی
 

صامت بروجردی » کتاب المواد و التاریخ » شمارهٔ ۱۵

 

هر کس به علی روی تولی نکند

در ملکل جنان روز جزا جا نکند

بالله به جز علی و اولاد علی

دردی ز کسی کسی مداوا نکنید

۲ بیت
صامت بروجردی
 

صامت بروجردی » کتاب المواد و التاریخ » شمارهٔ ۱۶

 

قاسم ز عمو چو اذن میدان طلبید

گفتا به جواب وی شهنشاه شهید

تو در بدن عموی خود چون جانی

از جان به جهان کجا توان دست کشید

۲ بیت
صامت بروجردی
 

صامت بروجردی » کتاب المواد و التاریخ » شمارهٔ ۱۷

 

کس نیست که از زمانه خرسند شود

جز اینکه به دام غصه دربند شود

آدم که به غم دچار شد دانستم

میراث پدر نصیب فرزند شود

۲ بیت
صامت بروجردی
 

صامت بروجردی » کتاب المواد و التاریخ » شمارهٔ ۱۸

 

با سعی و عمل کس از اجل نگریزد

با جنگ و جدل کسی بوی نستیزه

هر روز به مردمان اجل کرده کمین

پیمانه هر که پر شود می‌ریزد

۲ بیت
صامت بروجردی
 

صامت بروجردی » کتاب المواد و التاریخ » شمارهٔ ۱۹

 

هر دل غم عشق را نگهدار بود

در بزم وفا محرم اسرار بود

منصور صفت هر که زبانش سست است

در مذهب ما سزای او دارا بود

۲ بیت
صامت بروجردی
 

صامت بروجردی » کتاب المواد و التاریخ » شمارهٔ ۲۰

 

تا میل دل از مهر جهان کم نشود

اسباب سعادتی فراهم نشود

او در پی ناکامی و ما طالب کام

سودای دو کج حساب با هم نشود

۲ بیت
صامت بروجردی
 

صامت بروجردی » کتاب المواد و التاریخ » شمارهٔ ۲۱

 

هر کس به جهان رسید کشتی بنهاد

بنیاد اساس خوب و زشتی بنهاد

چون وعده او بسر رسید از عالم

رفت و سر خود به نیمه خشتی بنهاد

۲ بیت
صامت بروجردی
 

صامت بروجردی » کتاب المواد و التاریخ » شمارهٔ ۲۳

 

دنیا به کسی خط امانی نسپرد

هرکس که بزدا عاقبت باید مرد

آن سنگ که نام نامی وی اجلست

بر شیشه عمر همه کس خواهد خورد

۲ بیت
صامت بروجردی
 

صامت بروجردی » کتاب المواد و التاریخ » شمارهٔ ۲۴

 

هر کس که در این دار فنا منزل کرد

اوضاع کمی به خون دل حاصل کرد

تا رفته که کنج راحتی بنشیند

مرگ آمد و اندیشه او باطل کرد

۲ بیت
صامت بروجردی
 

صامت بروجردی » کتاب المواد و التاریخ » شمارهٔ ۲۵

 

آن قوم کز الفت جهان خرسندند

بر دوستیش چگونه دل می‌بندند

آنان که بر آدمی سر افراز شدند

دندان محبت جهان را کندند

۲ بیت
صامت بروجردی
 

صامت بروجردی » کتاب المواد و التاریخ » شمارهٔ ۲۶

 

تا لعل نبخشی به تو گوهر ندهند

گر تو ندهی سیم تو را زر ندهند

بنا صفت ار بکار خشتی ننهی

در دست تو بازخشت دیگر ندهند

۲ بیت
صامت بروجردی
 

صامت بروجردی » کتاب المواد و التاریخ » شمارهٔ ۲۷

 

صد شکر که دفترم به پایان آمد

اکنون سر شوریده به سامان آمد

جن و بشر و ملک و ملک می‌گویند

کامروز ز دنیا به درک رفته یزید

۲ بیت
صامت بروجردی
 

صامت بروجردی » کتاب المواد و التاریخ » شمارهٔ ۲۸

 

افسوس که اولاد علی زار شدند

در چنگ یزید دون گرفتار شدند

در کوفه و شام عترت پیغمبر

سرگرد سر کوچه و بازار شدند

۲ بیت
صامت بروجردی
 

صامت بروجردی » کتاب المواد و التاریخ » شمارهٔ ۳۰

 

ز ابنای زمانه آنچنان رنجیدم

کز لطف کسان بریده شد امیدم

ده ناخن من تمام بر ریشه فتاد

از چند که پنبه قبا برچیدم

۲ بیت
صامت بروجردی
 

صامت بروجردی » کتاب المواد و التاریخ » شمارهٔ ۳۱

 

در سایه رحمت تو تا جا دارم

از زشتی کار خود چه پروا دارم

من عاصی‌ام و تو ملجا هر عاصی

از آتش دوزخت چه پروا دارم

۲ بیت
صامت بروجردی
 

صامت بروجردی » کتاب المواد و التاریخ » شمارهٔ ۳۲

 

ای راه‌نمای خلق گم شد راهم

افکند کشاکش امل در چاهم

جرمم ز کرم ببخش زانروی که من

گوینده لا اله الا اللاهم

۲ بیت
صامت بروجردی
 

صامت بروجردی » کتاب المواد و التاریخ » شمارهٔ ۳۳

 

هر چند ز غم چهره کاهی دارم

در حشر متاع روسیاهی دارم

با این همه معصیت خدا می‌داند

کامید به رحمت الهی دارم

۲ بیت
صامت بروجردی
 

صامت بروجردی » کتاب المواد و التاریخ » شمارهٔ ۳۴

 

من نامده‌ام که جان ز میدان ببرم

آب آمده‌ام برای طفلان ببرم

جان گر بدهم برای آبی سهل است

آب ار ببرم به است تا جان ببرم

۲ بیت
صامت بروجردی
 
 
۱
۲
 
تعداد کل نتایج: ۳۸