صامت بروجردی » کتاب المراثی و المصائب » شمارهٔ ۱ - کتاب المراثی(والمصائب)
چرا لباس عزا دوستان ببر نکنید؟
ز ناله عالم ایجاد را خبر نکنید؟
چرا دو دست برای حسین بسر نزنید؟
ز گریه رخنه به بنیاد خشک و تر نکنید؟
بود بهای جنان روز حشر گوهر اشک
[...]
صامت بروجردی » کتاب المراثی و المصائب » شمارهٔ ۱۷ - در مصائب عاشورا
میزند امروز بر سر بوتراب از یک طرف
گرید از غم حضرت ختمیمآب از یک طرف
چار ارکان در تنزلزل شش جهت در اضطراب
نه فلک افتاده اندر انقلاب از یک طرف
پاره پاره بر زمین جسم عزیز فاطمه
[...]
صامت بروجردی » کتاب المراثی و المصائب » شمارهٔ ۲۴ - زبان حال امام بر سر تربت جدش
سری بهر تماشا از لحد بر گیر یا جدا
که از کویت روم با ناله شبگیر یا جدا
طلب کردند قوم کوفیان ما را به مهمانی
ولی دایم فلک دارد سر تدبیر یا جدا
بدین زودی نمیرفتم ز کویت لیک ترسیدم
[...]
صامت بروجردی » کتاب المراثی و المصائب » شمارهٔ ۲۹ - زبان حال حضرت زینب(ع)
ای سردور از بدن روزی تو سامان داشتی
جا به دوش مصطفی با لعل خندان داشتی
خضر را رهبر تو بودی جانب عین الحیات
خود چرا در وقت مردن کام عطشان داشتی
هرگز از یادم نخواهد رفت کاندر کربلا
[...]
صامت بروجردی » کتاب المراثی و المصائب » شمارهٔ ۴۹ - و له فی المرثیه
گر شاه دین هوای شفاعت بسر نداشت
از روزگار این همه خون جگر نداشت
از زخمهای کاری و از داغهای دل
کاری به جز رضای خدا در نظر نداشت
دشمن ز صدهزار فزون بود و آنجناب
[...]
صامت بروجردی » کتاب نوحههای سینه زنی (به اقسام مختلفه و لحنهای متنوع و مخصوصه) » شمارهٔ ۲۵ - و برای او
ای به محرابِ عبادت، کُشته از شمشیرِ کین / یا امیرالمؤمنین!
شد سیهپوش از غمِ داغِ تو جبریلِ امین / یا امیرالمؤمنین!
باخبر از تیغِ بنملجم تو بودی برملا / یا علی! آخر چرا
بازویِ خیبرگشا بیرون نکردی ز آستین؟ / یا امیرالمؤمنین!
تا که ننماید کسی انکار از «شقالقمر» / بعدِ پیغمبر دگر
[...]
صامت بروجردی » کتاب نوحههای سینه زنی (به اقسام مختلفه و لحنهای متنوع و مخصوصه) » شمارهٔ ۲۷ - نوحهی دیگر
آه که صد پاره جگر شد حَسن
داد ز زن، داد ز بیدادِ زن!
زهرِ معاویهٔ کافر ز سَر
کرد جهان را همه بیتالحَزن
شیرِ خدا، پادشهِ «لو کُشِف»!
[...]
