گنجور

سعدی » بوستان » باب اول در عدل و تدبیر و رای » بخش ۲۸ - حکایت پادشاه غور با روستایی

 

شنیدم که از پادشاهان غور

یکی پادشه خر گرفتی به زور

خران زیر بار گران بی علف

به روزی دو مسکین شدندی تلف

چو منعم کند سفله را، روزگار

[...]

۷۰ بیت
سعدی
 

سعدی » خبیثات و مجالس الهزل » خبیثات » شمارهٔ ۵۴ - حکایت

 

آن شنیدی که در بلاد شمال

بود مردی بَخیل صاحب مال

‌دختری زشت‌روی و بدخو داشت

‌کز همه چیز جامه نیکو داشت

‌زشت باشد دَبیقی و دیبا

[...]

۷۰ بیت
سعدی