×
سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۲۵
اینان مگر ز رحمت محض آفریدهاند
کآرام جان و انس دل و نور دیدهاند
لطف آیتیست در حق اینان و کبر و ناز
پیراهنی که بر قد ایشان بریدهاند
آید هنوزشان ز لب لعل بوی شیر
[...]
۲۳ بیت
سعدی » بوستان » باب دوم در احسان » بخش ۲۴ - حکایت
شنیدم که مغروری از کبر مست
در خانه بر روی سائل ببست
به کنجی فرو ماند و بنشست مرد
جگر گرم و آه از تف سینه سرد
شنیدش یکی مرد پوشیده چشم
[...]
۲۳ بیت
سعدی » مواعظ » قصاید » قصیدهٔ شمارهٔ ۸ - اندرز و نصیحت
خوش است عمر دریغا که جاودانی نیست
پس اعتماد بر این پنج روز فانی نیست
درخت قد صنوبر خرام انسان را
مدام رونق نوباوهٔ جوانی نیست
گلیست خرم و خندان و تازه و خوشبوی
[...]
۲۳ بیت
سعدی » خبیثات و مجالس الهزل » خبیثات » شمارهٔ ۳۶
دو منظور موافق روی در هم
همه کس دوست میدارند و، من هم
هر آنچ این را بود، آن را مهیّا
هر آنچ آن را بود، این را مسلّم
رفیق حجره و گرمابه و کوی
[...]
۲۳ بیت