گنجور

عرفی » قصیده‌ها » شمارهٔ ۱۸ - درثنا وستایش

 

آمد آشفته به خوابم شبی آن مایه ناز

به روش مهر فزا و به نگه صبر گداز

وه چه شب، سرمه آهوی غزالان ختن

وه چه شب، وسمه ابروی عروسان طراز

خواب نی زاویه داد در او والی حسن

[...]

۴۶ بیت
عرفی
 

عرفی » قصیده‌ها » شمارهٔ ۳۷ - درمدح امیرالمؤمنین علی (ع)

 

منم آن سحر بیان کز مدد طبع سلیم

نبرد ناطقه نام سخنم بی تعظیم

منم آن مایه فطرت که گر انصاف بود

با وجودم نتوان گفت باندیشه فهیم

منم آن بحر لباب ز معانی که بود

[...]

۴۶ بیت
عرفی