خیام » رباعیات خیام به پژوهش سیدعلی میرافضلی » رباعیات محتمل » شمارهٔ ۱
امروز چو کاسۀ سرت هست بهجا
مَی نوش به کاسه، با حریفی دانا
صد کاسه و کلّهٔ سرِ شاه و گدا
نَخرَند به کوزۀ فُقاعی فردا
خیام » رباعیات خیام به پژوهش سیدعلی میرافضلی » رباعیات محتمل » شمارهٔ ۲
چندان لگدِ تجربه زد بر گِل ما
گردون که بشُد گَردِ حدوث از دل ما
ترسنده از آنم که ز ما منزل ما
خالی شود و حل نشود مشکل ما
خیام » رباعیات خیام به پژوهش سیدعلی میرافضلی » رباعیات محتمل » شمارهٔ ۳
زین فرشزمین که سقفِ او گردون است
گفتن نتوان هیچ که حالش چون است
بگذار حدیثِ آسیابی کو را
گندم همه مردم است و آبش خون است
خیام » رباعیات خیام به پژوهش سیدعلی میرافضلی » رباعیات محتمل » شمارهٔ ۴
پیش از من و تو، لیل و نهاری بوده است
وین دَورِ فلک، برایِ کاری بوده است
پایی که تو بر خاک نهی، نرمک نِهْ
کآن مردمکِ چشمِ نگاری بوده است
خیام » رباعیات خیام به پژوهش سیدعلی میرافضلی » رباعیات محتمل » شمارهٔ ۵
هر ذرّه که در خاکِ زمینی بودهاست
پیش از من و تو، تاج و نگینی بوده است
گَرد از رُخِ نازنین به آزرمْ فشان
کآن هم رُخِ خوبِ نازنینی بوده است
خیام » رباعیات خیام به پژوهش سیدعلی میرافضلی » رباعیات محتمل » شمارهٔ ۶
یک تن خبر مرگ تو ننیوشیده است
کو را نه ز دیده خون برونجوشیده است
تاری است به چشم خلق، گیتی، ز غمت
گویی که به سوگ تو سیَه پوشیده است
خیام » رباعیات خیام به پژوهش سیدعلی میرافضلی » رباعیات محتمل » شمارهٔ ۷
هر جانِ شریف کو شناسایِ ره است
داند که هر آنچه آید از جایگَه است
رنجی که رسد بهتو نه از دورِ مَه است
کو نیز ز هرچه میرود، بیگنه است
خیام » رباعیات خیام به پژوهش سیدعلی میرافضلی » رباعیات محتمل » شمارهٔ ۸
هر خاک که زیرِ پایِ هر نادانی است
زُلفینِ بُتی و عارض جانانی است
هر خشت که بر کنگرۀ ایوانی است
انگشتِ وزیری و سرِ سلطانی است
خیام » رباعیات خیام به پژوهش سیدعلی میرافضلی » رباعیات محتمل » شمارهٔ ۹
چون ابر به نوروز رُخِ لاله بشُست
برخیز و به جام باده کن عزمْ درست
کین سبزه که امروز تماشاگهِ توست
فردا همه از خاکِ تو برخواهد رُست
خیام » رباعیات خیام به پژوهش سیدعلی میرافضلی » رباعیات محتمل » شمارهٔ ۱۰
بشنو سخنی که جز سرانجام تو نیست
مرغی است مرادِ دل که در دام تو نیست
گر کُرّۀ توسنِ فلک رام تو نیست
دل تنگ مکن که این در ایّام تو نیست
خیام » رباعیات خیام به پژوهش سیدعلی میرافضلی » رباعیات محتمل » شمارهٔ ۱۱
در پردۀ اسرار کسی را ره نیست
وز تعبیۀ حال، کسی آگه نیست
جز در دلِ خاکِ تیره، منزلگه نیست
مَی خور که چُنین بیهُدهها کوته نیست
خیام » رباعیات خیام به پژوهش سیدعلی میرافضلی » رباعیات محتمل » شمارهٔ ۱۲
آن قصر که بهرام در او جام گرفت
آهو بچه کرد و گور آرام گرفت
تا جای گرفته است بهرام به گور
دیر است که گور جایِ بهرام گرفت
خیام » رباعیات خیام به پژوهش سیدعلی میرافضلی » رباعیات محتمل » شمارهٔ ۱۳
زین بحرِ وجود، آمده پیدا ز نهفت
کس نیست که او گوهرِ تحقیق بسُفت
هر کس سخنی از سرِ سودا گفتند
زآن روی که هست، کس نمیداند گفت
خیام » رباعیات خیام به پژوهش سیدعلی میرافضلی » رباعیات محتمل » شمارهٔ ۱۴
کس مشکل اسرارِ فلک را نگشاد
کس یک قدم از نهاد بیرون ننهاد
چون در نگری، ز مُبتدی و استاد
عجزی است به دستِ هرکه از مادر زاد
خیام » رباعیات خیام به پژوهش سیدعلی میرافضلی » رباعیات محتمل » شمارهٔ ۱۵
چون روزی و عمر بیش و کم نتوان کرد
خود را به کم و بیش دُژم نتوان کرد
کارِ من و تو، چنانکه رای من و توست
از موم، بهدستِ خویش هم نتوان کرد!
خیام » رباعیات خیام به پژوهش سیدعلی میرافضلی » رباعیات محتمل » شمارهٔ ۱۶
از گردش تو ای فلکِ گَردا گَرد
آن کیست که نیست در جهان بی غم و درد
از شخصِ یکی مرد برآوردی گرد
کهش مِثلْ به روزگارْ نتوانی کرد
خیام » رباعیات خیام به پژوهش سیدعلی میرافضلی » رباعیات محتمل » شمارهٔ ۱۷
حَیّی که بهقدرت سر و رو میسازد
همواره همه کارِ عدو میسازد
گویند که: شیشهگر مسلمان نبود
آن را تو چهگویی که کدو میسازد؟
خیام » رباعیات خیام به پژوهش سیدعلی میرافضلی » رباعیات محتمل » شمارهٔ ۱۸
گفتم که دلم ز علم محروم نشد
کم مانْدْ ز اسرار که مفهوم نشد
اکنون که همیبنگرم از رویِ خرد
معلومم شد که هیچْ معلوم نشد
خیام » رباعیات خیام به پژوهش سیدعلی میرافضلی » رباعیات محتمل » شمارهٔ ۱۹
این چرخ، چو آسیا بر آسوده نشد
آسوده نگشت و آسیا سوده نشد
چندان که زمانه دانه پیمود در او
او سیر نگشت و دانه پیموده نشد
خیام » رباعیات خیام به پژوهش سیدعلی میرافضلی » رباعیات محتمل » شمارهٔ ۲۰
هم دانۀ اومید به خرمن مانَد
هم باغ و سرایْ بی تو و من مانَد
سیم و زرِ خویش، از دِرَمی تا به جوی
با دوست بخور، گرنه به دشمن مانَد