گنجور

 
۱
۲
۳
۲۴
 

واقف لاهوری » اشعار متفرقه » شمارهٔ ۱

 

بار بر دل فتاده است مرا

کار مشکل فتاده است مرا

دل ز دستت اگر فتد دانی

که چه مشکل فتاده است مرا

۲ بیت
واقف لاهوری
 

واقف لاهوری » اشعار متفرقه » شمارهٔ ۲

 

خانهٔ آباد خود ویرانه می‌سازیم ما

بر سر کوی که یا رب خانه می‌سازیم ما

۱ بیت
واقف لاهوری
 

واقف لاهوری » اشعار متفرقه » شمارهٔ ۳

 

شب که به یاد آورم حال دل خراب را

داغ فتد ز گریه‌ام چادر مهتاب را

۱ بیت
واقف لاهوری
 

واقف لاهوری » اشعار متفرقه » شمارهٔ ۴

 

هر پریشان نسزد همسریِ کاکل را

نکنم قافیه‌اش بار دگر سنبل را

۱ بیت
واقف لاهوری
 

واقف لاهوری » اشعار متفرقه » شمارهٔ ۵

 

سری نمانده ز دردت به می‌ کشی ما را

ز بزم رفتی و گردن زدیم مینا را

۱ بیت
واقف لاهوری
 

واقف لاهوری » اشعار متفرقه » شمارهٔ ۶

 

حرف خنک چه می‌زنی ای بت من خدای را

می‌روم اینک از درت گرم نکرده جای را

۱ بیت
واقف لاهوری
 

واقف لاهوری » اشعار متفرقه » شمارهٔ ۷

 

ندانم چیست در سر یا رب آن شوخ جفاجو را

که از مردم چو ابرو تیغ او دزدیده ابرو را

۱ بیت
واقف لاهوری
 

واقف لاهوری » اشعار متفرقه » شمارهٔ ۸

 

خبر از گردش دوران ندارد مرد بی‌جوهر

به چرخ اصلاً سروکاری نیفتد تیغ چوبین را

۱ بیت
واقف لاهوری
 

واقف لاهوری » اشعار متفرقه » شمارهٔ ۹

 

گر شود مجروح سر تا پای از خنجر مرا

بهتر از زخم زبان مرد بی‌جوهر مرا

۱ بیت
واقف لاهوری
 

واقف لاهوری » اشعار متفرقه » شمارهٔ ۱۰

 

سیل چون بی تو از درم بگذشت

بشنو این ماجرای رنگین را

۱ بیت
واقف لاهوری
 

واقف لاهوری » اشعار متفرقه » شمارهٔ ۱۱

 

به جرم عشق بر دارم کشیدی

جزاک‌الله فی‌الدارین خیرا

۱ بیت
واقف لاهوری
 

واقف لاهوری » اشعار متفرقه » شمارهٔ ۱۲

 

عاقبت از چاک جیب غنچهٔ طبعم شگفت

گشت مبارک چو گل جامه در بدن مرا

۱ بیت
واقف لاهوری
 

واقف لاهوری » اشعار متفرقه » شمارهٔ ۱۳

 

رنگ می‌بازم اگر دولت به من رو آورد

زرد گردد چهره از اکسیر همچون خس مرا

۱ بیت
واقف لاهوری
 

واقف لاهوری » اشعار متفرقه » شمارهٔ ۱۴

 

بود به قدر نگین اعتبار خاتم را

بلند چون نشود از تو قدر خانهٔ ما

۱ بیت
واقف لاهوری
 

واقف لاهوری » اشعار متفرقه » شمارهٔ ۱۵

 

بخت افسردهٔ من بس که خنک افتاد است

نگذارد که کنم گرم به بزمت جا را

۱ بیت
واقف لاهوری
 

واقف لاهوری » اشعار متفرقه » شمارهٔ ۱۶

 

ای آنکه تو آموخته‌ای جور و جفا را

از یاد مبر سابقهٔ مهر و وفا را

۱ بیت
واقف لاهوری
 

واقف لاهوری » اشعار متفرقه » شمارهٔ ۱۷

 

گشتم آواره چو یار از نظر افکند مرا

من چه کردم که چنین در بدر افکند مرا

۱ بیت
واقف لاهوری
 

واقف لاهوری » اشعار متفرقه » شمارهٔ ۱۸

 

شد بلند این همه از مهر رخت پایهٔ ما

که هما کسب سعادت کند از سایهٔ ما

۱ بیت
واقف لاهوری
 

واقف لاهوری » اشعار متفرقه » شمارهٔ ۱۹

 

دلم خون شد ز بس از عمر دیدم بی‌وفایی را

خضاب ریش می‌سازم کنون اشک حنایی را

۱ بیت
واقف لاهوری
 

واقف لاهوری » اشعار متفرقه » شمارهٔ ۲۰

 

روزی که دل به طرهٔ جانان شد آشنا

با صدهزار فکر پریشان شد آشنا

۱ بیت
واقف لاهوری
 
 
۱
۲
۳
۲۴
 
تعداد کل نتایج: ۴۶۳