گنجور

ناصر بجه‌ای » اشعار متفرقه » شمارهٔ ۱

 

امشب که وصال یار جان افروز است

بختم به خلاف دشمنان پیروز است

گو شمع بمیر و مه فرو شو که مرا

آن شب که تو در کنار باشی روز است

۲ بیت
ناصر بجه‌ای
 

ناصر بجه‌ای » اشعار متفرقه » شمارهٔ ۲

 

خوبان دل و جان برند لیکن دین نه

ورزند عتاب و جور لیکن کین نه

دشنام دهند و خشم گیرند و کنند

بر خسته‌دلان جور ولی چندین نه

۲ بیت
ناصر بجه‌ای
 

ناصر بجه‌ای » اشعار متفرقه » شمارهٔ ۳

 

می‌پرستی ای خواجه به ز خودپرستی دان

می‌ پرست شو خود را خاک می پرستان کن

کار عقل در عالم باده به که غم خوردن

باده خور ز غم خوردن عقل را پشیمان کن

۲ بیت
ناصر بجه‌ای
 

ناصر بجه‌ای » اشعار متفرقه » شمارهٔ ۴

 

ز بالیدن قد آن دلربا

به گل سرو آزاد را مانده پا

۱ بیت
ناصر بجه‌ای
 

ناصر بجه‌ای » اشعار متفرقه » شمارهٔ ۵

 

رایت عشق معنوی افروخت

دل ز سودای ماسوا پرداخت

۱ بیت
ناصر بجه‌ای
 

ناصر بجه‌ای » اشعار متفرقه » شمارهٔ ۶

 

سُتُه شد جانم از بار فراقت

دلم خون شد ز درد اشتیاقت

۱ بیت
ناصر بجه‌ای
 

ناصر بجه‌ای » اشعار متفرقه » شمارهٔ ۷

 

ای سرو به باغ سینه‌ام بال

تا دل شودت چو سبزه پامال

۱ بیت
ناصر بجه‌ای
 

ناصر بجه‌ای » اشعار متفرقه » شمارهٔ ۸

 

سهی‌قدی چو سرو بوستانی

شب‌افروزی چو ماه آسمانی

۱ بیت
ناصر بجه‌ای
 

ناصر بجه‌ای » اشعار متفرقه » شمارهٔ ۹

 

چنان در هجر او شب‌ها نویده

که خلق از ناله او نغنویده

۱ بیت
ناصر بجه‌ای