×
مجذوب تبریزی » دیوان اشعار » مفردات » شمارهٔ ۱
خوبی از هر کس که بینی شکر حق را دان صواب
بر کتانبافنده واجب شد دعای آفتاب
۱ بیت
مجذوب تبریزی » دیوان اشعار » مفردات » شمارهٔ ۲
همین بس است به عالم دلیل مستی دوست
که هر چه هست به عالم دلیل هستی اوست
۱ بیت
مجذوب تبریزی » دیوان اشعار » مفردات » شمارهٔ ۳
بس که از هر آرزو شد عقدهای حاصل مرا
رشته طول امل یک عقده شد در دل مرا
۱ بیت
مجذوب تبریزی » دیوان اشعار » مفردات » شمارهٔ ۴
چه سود ای شیخ از این دکان رنگین
عمل گر نیستت برخیز و برچین
۱ بیت
مجذوب تبریزی » دیوان اشعار » مفردات » شمارهٔ ۵
لبی که لب ز دعا بست بسته شد در او
سری که سجده ندانست خاک بر سر او
۱ بیت
مجذوب تبریزی » دیوان اشعار » مفردات » شمارهٔ ۶
بر خوان چرخ نیست به جز چند کاسه خون
این هم غنیمت است از این کاسه سرنگون
۱ بیت
مجذوب تبریزی » دیوان اشعار » مفردات » شمارهٔ ۷
بنده اندر بندگی گر نارس است
چون خدایی از تو میآید بس است
۱ بیت
مجذوب تبریزی » دیوان اشعار » مفردات » شمارهٔ ۸
تا سلامترو شوی ای راهرو
آیت الکرسی بخوان و راه رو
۱ بیت
