گنجور

 
۱
۲
۳
۱۲
 

یغمای جندقی » منشآت » بخش اول » شمارهٔ ۱ - به فتحعلی ملقب به ملاباشی خواهرزاده خود نگاشته

 

جمله ادراکات بر خرهای لنگ

او سوار باد پران چون خدنگ

۱ بیت
یغمای جندقی
 

یغمای جندقی » منشآت » بخش اول » شمارهٔ ۱ - به فتحعلی ملقب به ملاباشی خواهرزاده خود نگاشته

 

نیست از زلف بتان مصلحت آزادی دل

مرغ پر ریخته را دام پناهی دگر است

۱ بیت
یغمای جندقی
 

یغمای جندقی » منشآت » بخش اول » شمارهٔ ۱ - به فتحعلی ملقب به ملاباشی خواهرزاده خود نگاشته

 

پیش یوسف دعوی خوبی مکن

جز نیاز و آه یعقوبی مکن

ناز را روئی بباید همچو ورد

چون نداری گرد بد خوئی مگرد

سرد باشد چشم نابینا و باز

[...]

۴ بیت
یغمای جندقی
 

یغمای جندقی » منشآت » بخش اول » شمارهٔ ۱ - به فتحعلی ملقب به ملاباشی خواهرزاده خود نگاشته

 

نکته عشق نمودم به تو هان سهو مکن

ورنه تا بنگری از دایره بیرون باشی

۱ بیت
یغمای جندقی
 

یغمای جندقی » منشآت » بخش اول » شمارهٔ ۱ - به فتحعلی ملقب به ملاباشی خواهرزاده خود نگاشته

 

گر زینهارت آرزو زی رایت سردار چم

زن‌قحبه کشتن کیش کن، زن‌قحبه گشتن تا به کی؟

۱ بیت
یغمای جندقی
 

یغمای جندقی » منشآت » بخش اول » شمارهٔ ۲ - این نامه را از قول آقاخان محلاتی به برادرش میرزا ابوالحسن خان نوشته است (مثنوی خلاصه الافتضاح منظوم همین نوشته است)

 

ام النسا ببین که چه بیداد کرده ای

و از کین چها در این ستم آباد کرده ای

کشتی مرا که زنده کنی زاده عزیز

بنگر که را به قتل که دلشاد کرده ای

در عزل این غلام و به اخراج این کنیز

[...]

۱۳ بیت
یغمای جندقی
 
 
۱
۲
۳
۱۲
 
تعداد کل نتایج: ۲۳۲