ملامت می کنند از شورش حالی که من دارم
جنون دیوانه می گردد ز افعالی که من دارم
بنازم مغفرت را جوش بحر اضطراب است این
گریزد معصیت از ننگ اعمالی که من دارم
نگنجد در دل اندیشه سودایی که من دارم
نمی دانم چه خواهم کرد با حالی که من دارم
اسیرم بیخودی محوم نمی دانم که را دیدم
نگنجد در دل آیینه تمثالی که من دارم


با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر از درد و جنون ناشی از شور و حال خود سخن میگوید و به ملامت دیگران اشاره میکند که او را به خاطر افکار و رفتارهایش سرزنش میکنند. او از مغفرت و اضطرابی که در درونش جریان دارد، سخن میگوید و احساس میکند که عذاب وجدان ناشی از اعمالش آنقدر سنگین است که نمیتواند با آن کنار بیاید. شاعر در اندیشهای عمیق و گیجکننده است و در نهایت به بحران هویت و بیخودی خود اشاره میکند، بهطوری که تصویر درونش در آینه نمیتواند جزء و جزییات آن حال را به درستی نشان دهد.
هوش مصنوعی: مردم به خاطر شور و شوق من سرزنش میکنند، در حالی که من دچار دیوانگی شدهام به خاطر کارهایی که انجام میدهم.
هوش مصنوعی: بسیار شگفتانگیز است که بخشایش و مغفرت مانند آب دریا، با اضطراب و نگرانی در حال حرکت است. این بخشایش باعث میشود که گناهان و عملهای ناپسند من از بین بروند و نتوانند جلوهگری کنند.
هوش مصنوعی: اندیشه و خیالاتی که در دل من وجود دارد، به قدری عمیق و پیچیده است که نمیتوانم آن را درک کنم. نمیدانم با احساسی که دارم، چه کار باید بکنم.
هوش مصنوعی: من در خوابی ناشناخته اسیر شدهام و نمیدانم چه کسی را دیدهام. تصویری در دل من وجود دارد که نمیتواند در دل یک آیینه جا بگیرد.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.