گنجور

 
سلمان ساوجی
 

از بار فراق تو مرا، کار خراب است

دریاب، که کار من از این بار، خراب است

پرسید، که حال بیمار تو چون است؟

چون است میپرسید، که بیمار خراب است

کی چشم تو با حال من افتد که شب و روز؟

او خفته و مست است و مرا کار خراب است

هشیار سری، کز می سودای تو مست، است

آباد دلی، کز غم دلدار خراب است

من مستم و فارغ ز غم محتسب امروز

کو نیز چو من، بر سر بازار، خراب است

تنها نه منم، مست، ز خمخانه عشقت

کز جرعه جامش، در و دیوار خراب است

سلمان ز می جام الست، است چنین مست

تا ظن نبری کز خم خمار، خراب است

زاهد چه دهی پند مرا؟ جامی ازین می

درکش که دماغ تو ز پندار خراب است

حاشیه‌ها

تا به حال ۳ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

ح.ت. در ‫۱۱ سال و ۴ ماه قبل، سه شنبه ۸ تیر ۱۳۸۹، ساعت ۱۲:۳۸ نوشته:

زاهد چه دهی پند مرا جامی ازین می؟ -->
زاهد چه دهی پند مرا؟ جامی ازین می،
---
پاسخ: با تشکر، علامتگذاری بیت تصحیح شد.

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 
Sabrina در ‫۱ سال و ۸ ماه قبل، سه شنبه ۱۷ دی ۱۳۹۸، ساعت ۰۳:۲۸ نوشته:

چونست مپرسید که بیمار خرابست
میپرسید (ی)

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 
مهیار صیفی در ‫۱ ماه قبل، جمعه ۲۶ شهریور ۱۴۰۰، ساعت ۰۲:۱۵ نوشته:

باسلام، بیت دوم مصراع اول ناقصه ( پرسید که حال ....بیمار تو چون است) احتمالا کلمه ای مثل (دل) در اون قسمت بوده (پرسید که حال (دل) بیمار تو چون است)

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 

برای حاشیه‌گذاری باید در گنجور ثبت نام کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.