ثُمَّ بَعَثْنٰا مِنْ بَعْدِهِمْ مُوسیٰ بِآیٰاتِنٰا إِلیٰ فِرْعَوْنَ وَ مَلاَئِهِ فَظَلَمُوا بِهٰا فَانْظُرْ کَیْفَ کٰانَ عٰاقِبَةُ اَلْمُفْسِدِینَ (۱۰۳) وَ قٰالَ مُوسیٰ یٰا فِرْعَوْنُ إِنِّی رَسُولٌ مِنْ رَبِّ اَلْعٰالَمِینَ (۱۰۴) حَقِیقٌ عَلیٰ أَنْ لاٰ أَقُولَ عَلَی اَللّٰهِ إِلاَّ اَلْحَقَّ قَدْ جِئْتُکُمْ بِبَیِّنَةٍ مِنْ رَبِّکُمْ فَأَرْسِلْ مَعِیَ بَنِی إِسْرٰائِیلَ (۱۰۵) قٰالَ إِنْ کُنْتَ جِئْتَ بِآیَةٍ فَأْتِ بِهٰا إِنْ کُنْتَ مِنَ اَلصّٰادِقِینَ (۱۰۶) فَأَلْقیٰ عَصٰاهُ فَإِذٰا هِیَ ثُعْبٰانٌ مُبِینٌ (۱۰۷) وَ نَزَعَ یَدَهُ فَإِذٰا هِیَ بَیْضٰاءُ لِلنّٰاظِرِینَ (۱۰۸) قٰالَ اَلْمَلَأُ مِنْ قَوْمِ فِرْعَوْنَ إِنَّ هٰذٰا لَسٰاحِرٌ عَلِیمٌ (۱۰۹) یُرِیدُ أَنْ یُخْرِجَکُمْ مِنْ أَرْضِکُمْ فَمٰا ذٰا تَأْمُرُونَ (۱۱۰) قٰالُوا أَرْجِهْ وَ أَخٰاهُ وَ أَرْسِلْ فِی اَلْمَدٰائِنِ حٰاشِرِینَ (۱۱۱) یَأْتُوکَ بِکُلِّ سٰاحِرٍ عَلِیمٍ (۱۱۲) وَ جٰاءَ اَلسَّحَرَةُ فِرْعَوْنَ قٰالُوا إِنَّ لَنٰا لَأَجْراً إِنْ کُنّٰا نَحْنُ اَلْغٰالِبِینَ (۱۱۳) قٰالَ نَعَمْ وَ إِنَّکُمْ لَمِنَ اَلْمُقَرَّبِینَ (۱۱۴) قٰالُوا یٰا مُوسیٰ إِمّٰا أَنْ تُلْقِیَ وَ إِمّٰا أَنْ نَکُونَ نَحْنُ اَلْمُلْقِینَ (۱۱۵) قٰالَ أَلْقُوا فَلَمّٰا أَلْقَوْا سَحَرُوا أَعْیُنَ اَلنّٰاسِ وَ اِسْتَرْهَبُوهُمْ وَ جٰاؤُ بِسِحْرٍ عَظِیمٍ (۱۱۶) وَ أَوْحَیْنٰا إِلیٰ مُوسیٰ أَنْ أَلْقِ عَصٰاکَ فَإِذٰا هِیَ تَلْقَفُ مٰا یَأْفِکُونَ (۱۱۷) فَوَقَعَ اَلْحَقُّ وَ بَطَلَ مٰا کٰانُوا یَعْمَلُونَ (۱۱۸)
پس برانگیختم از پس ایشان موسی را بآیتهای ما بسوی فرعونی و جماعتش پس ستم کردند بآن پس بنگر چگونه بود سرانجام کار فسادکنندگان (۱۰۳) و گفت موسی ای فرعون به درستی که من رسولیام از پروردگار جهانیان (۱۰۴) سزاوار بر آنکه نگویم بر خدا مگر حق بتحقیق آمدهام شما را به بینه از پروردگارتان پس بفرست با من بنی اسرائیل را (۱۰۵) گفت اگر هستی تو که آمدهای بآیتی پس بیاور آن را اگر هستی از راستگویان (۱۰۶) پس انداخت عصای خود را پس آنگاه اژدهایی شد هویدا (۱۰۷) و بیرون کرد دستش را پس آنگاه آن نورانی بود مر نگرندگان را (۱۰۸) گفتند جمعی از قوم فرعون به درستی که این هر آینه جادوگریست دانا (۱۰۹) میخواهد که بیرون کند شما را از زمینتان پس چه میفرمائید (۱۱۰) گفتند بازدار او و برادرش را و بفرست در شهرها جمعآورندگان را (۱۱۱) که بیارند تو را هر جادوگر دانایی (۱۱۲) و آمدند ساحران فرعون را گفتند به درستی که هر آینه باشد از برای ما مزدی اگر باشیم ما غالبان (۱۱۳) گفت آری و به درستی که شما هر آینه از مقربانید (۱۱۴) گفتند ای موسی یا اینست که میاندازی یا آنکه باشیم ما اندازندگان (۱۱۵) گفت بیندازید پس چون انداختند جادویی کردند چشمهای مردمان را و ترسانیدند ایشان را و آوردند سحری بزرگ (۱۱۶) و وحی کردیم ما بموسی که بینداز عصایت را پس همان دم آن فرو میبرد آنچه مینمودند بدروغ (۱۱۷) پس ثابت شد حق و باطل آنچه بودند میکردند (۱۱۸)
(در بیان ذکر حضرت موسی
« علی نبینا و آله علیه السلام »
گفت در قرآن خداوند کریم
ما فرستادیم موسیِ کلیم
پس برانگیزاندم از مِن بعدشان
آن رسل یعنی که آمد در بیان
موسی عمران به آیاتی ز ما
جانب فرعون و قومش برملا
ظلم پس کردند بر آیات دین
پس نگر پایان کار مفسدین
جانب مدین ز مصر او چون گریخت
بعد قتل قبطیی کش خون بریخت
ماند بر ده سال نزدیک شعیب
جانش تا شد صاحب اسرار غیب
بعد از آن برگشت با پیغمبری
بهر دعوت سوی مصر از برتری
چونکه این بشنید فرعون از خدم
که دو تن باشند بر درگاه هم
از خدا گویند ما پیغمبریم
جانب فرعون و در دعوت سریم
زین خبر عقلش ز سر رفت او برون
گفت تا آرند ایشان را درون
چون درآمد گفت او را کیستی
با کدام آیت به دین دعویستی
گفت با فرعون ، موسی از یقین
من رسول اَستم ز ربّ العالمین
گفت گویی این به جد یا بر مزاح
گر به جد گویی نباشد بر صلاح
گفت این زیبد ز عبد مسترق
تا نگوید بر خدا الاّ که حق
اندر این دعوی نگویم جز حقیق
گر مرا توفیق حق باشد رفیق
گفت داری حجتی در این مقال
تا نباشد قولت از جهل و ضلال
گفت از حق آمدم با بیّنات
بیدلیل اقوال باشد ترّهات
بر شما آوردم از پروردگار
صدق خود را معجزاتی آشکار
تا فرستی با من اسرائیلیان
هم دهی بر بندگی با من لسان
بر خدایی غیر آن یکتا خدا
نیست کس شایسته هم نبود سزا
عاجزی از هر توانایی بری
چون کند با موجد خود همسری
پس به حق در بندگی کن اعتراف
سبطیان را هم ز خدمت کن معاف
زآنکه ایشانند از آل خلیل
گشته اندر دست جبّاران ذلیل
با من ایشان را فرست از جایشان
تا برم بر موطن آبائشان
گفت فرعون ار به دعوی صادقی
بر نمود معجز از حق لایقی
پس بیار آن را اگر باشد چنین
یعنی ار هستی به قول از صادقین
پس عصا را او بیفکندی ز کف
اژدها شد رو نمود از هر طرف
خواست تا فرعون و قصرش را تمام
درکشد از یک نهیب اندر به کام
این چنین دیدم به تاریخ و کتاب
کوفتاد از این به رنج و اضطراب
گفت خواهم کرد بر میلت عمل
نک برون بر اژدها را زین محل
پس گرفت او را عصا شد در زمان
گفت تا دیگر چه داری زین نشان
دست خود موسی درآورد از بغل
گشت طالع نوری از وی بی خلل
یک سفیدی خارج از عادت یقین
خیره گشتند از فروغش ناظرین
خواست تا فرعون گردد تابعش
زین عمل گردید هامان مانعش
گفت مهلت ده مرا یک چند روز
گفت بادت مهلت از دی تا تموز
موسی و هارون برون رفتند چون
گفت با فرعون پس هامان دون
که به حبس این دو تن باشد صلاح
کت به ملک اینگونه کردند افتضاح
خلق تا یابند از قهرت هراس
کس نیارد روی بر ایشان ز ناس
پس فرستادند جمعی با شتاب
در سرایی که بُدند ایشان به خواب
آن عصا شد اژدها و حمله کرد
در فرار ایشان شدند و روی زرد
با وزیر و شاه گفتند آنچه بود
خوف و خجلت بازشان در دل فزود
این چنین گفتند مر فرعونیان
ساحری داناست این اندر عیان
او شما را خواهد از سحر و فنون
از دیار و شهرتان سازد برون
چون شنید این گفت فرعون لعین
پس چه فرمایید در تدبیر این
می بگفتند اندر این تدبیر نیک
نیست از تأخیر بهتر هیچ لیک
کن تسامح سخت اندر کارشان
تا شود کم در نظر مقدارشان
چون کنی تأخیر از صد، یک شوند
رفته رفته کهنه و مندک شوند
هم فرست اندر مداین در نهان
گرد آور ساحران را در زمان
بر تو تا آرند هر جا ساحری است
حاذق و دانا و از این چاره نیست
« فرستادن فرعون از پی ساحران »
پس فرستاد او به جمع ساحران
در زمین مصر و اطراف جهان
دو برادر بوده اند اندر صعید
در فنون سحر در گیتی فرید
آمد ایشان را رسول پادشاه
وعده ها داد از وصول مال و جاه
عاقلان بودند ایشان در فتوح
خواستند امداد کار از عقل و روح
اینکه گویند اهل تاریخ و خبر
خواستند امداد از گور پدر
بر سر گور پدر رفتند زود
خواستند از وی گشایشها و سود
آمد او در خوابشان بنمود راه
تا چه باشد اصل آن بی اشتباه
نیست دور آن هم ز ادراک و نظر
عقل بر هر بخردی باشد پدر
با خرد گفتند آیا این دو تن
که به ملک شه فکندند این فتن
مر پیمبر از خدا یا ساحرند
که به سحر اینسان محیط و قاهرند
عقلشان گفت ار که ساحر شد به خواب
سحر او فاسد شود کارش خراب
آن عصا را وقت خوابِ آن دو تن
گر به دست آرید باشد سحر و فن
پس علاج سحر ایشان ممکن است
زآنکه هر سحری علاجش بیّن است
ور که نتوانید دزدید آن عصا
معجز است و از تصاریف خدا
می نشاید با خدا شد در نبرد
بندگی آرید پیش آن دو مرد
پس روان گشتند ایشان با رسول
سوی مصر از امر فرعون جهول
با گروهی بیشمار از ساحران
از پی استیزه با پیغمبران
چون به شهر اندر شدند از راه مصر
یافتند اکرامها از شاه مصر
گفت بدهم بر شما بس مال و گنج
گر مرا فارغ کنید از درد و رنج
ساحری در شهر ما افکنده رخت
که نخواهد از من الاّ تاج و تخت
کرده بر ما روز روشن را چو شب
خلق را افکنده در اندوه و تب
جز عصایی نیستشان در وقت خواست
هر چه دارند از فنون اندر عصاست
چارة ایشان نمایید ار که نیک
مر شما باشید در ملکم شریک
پس بگفتند آن دو ساحر ما به سهل
چارة ایشان کنیم از مصر و اهل
پس شدند ایشان به تفتیش و سراغ
از مقام خواب موسی در فراغ
تا در آن جایی که او در خواب بود
رفت تا دزدد عصا را او به زود
در زمان آمد عصا در اهتزاز
اژدها شد حمله ور گردید باز
شد هراسان گفت دارم از یقین
بر خدا ایمان و بر موسی و دین
پس عصا بر جای خود گردید باز
وآن دو تن بردند بر موسی نماز
توبه کردند از یقین بر دست او
پس شدند از مهر دل پابست او
گفت موسی دین خود پنهان کنید
هر چه را فرعون گوید آن کنید
نک روید اندر مقام خویشتن
دین خود پنهان کنید از مرد و زن
حق به قرآن کرده شرح این بیان
که به فرعون آمدند آن ساحران
اجر ما گفتند بس باشد فزون
غالب ار آییم اندر آزمون
گفت آری مر شما زین اختصاص
خود ز نزدیکان شویدم وز خواص
پس به روز ی خاص در صحراء شدند
مجتمع با خلق در یکجا شدند
ساحران از بهر اظهار فنون
یک طرف بستند صف ز اعلی و دون
وآن همه بودند بیش از ده هزار
هم خلایق زاید از حد و شمار
یک طرف فرعون و قومش بالتمام
کرده از بهر تماشا ازدحام
موسی و هارون دو تن پشمینه پوش
هم ستاده یک طرف پر عقل و هوش
بوده آن روز، اول نوروز و ماه
روز شنبه سال نو بی اشتباه
از ادب گفتند جادویان چُست
تو عصا اندا زی ای موسی نخست
یا که ما سحری که داریم افکنیم
هر چه فرمایی بر آن طاعت کنیم
گفت موسی از طریق شفق و جود
افکنید اول شما بهر نمود
پس بیفکندند جادویان به کار
آن رسنها را که بُد بر شکل مار
ساخته بودند با چوب و رسن
شکلها مانند مار از مکر و فن
کرده بودی جوفش از سیماب پر
وآن فزونتر بُد ز بار سی شتر
چونکه شد سیماب گرم از آفتاب
آمدند آن مارها در پیچ و تاب
یا به حیلت آن زمین را پیش از آن
گرم ز آتش کرده بودند آن چنان
چون فکندند آن رسن ها را ز دوش
آمد آن سیماب ها در دم به جوش
مارها گشتند از هر سو روان
جادویی آمد به چشم مردمان
هر یکی زآنها بسان یک درخت
زآن خلایق را بترساندند سخت
گشته بودندی تو گو رهبت طلب
زآنکه آوردند سحری بس عجب
پس به موسی وحی کردیم آن زمان
که بیفکن مر عصا را بر نشان
چون بیفکند اژدهای شد سیاه
تب گرفتی هر کسش کردی نگاه
سنگ را در زیر پا می کرد نرم
خورد سِحر ساحران را گرم گرم
ز اشتر بختی فزون در شکل و تن
ده گز افزون بودش افزار دهن
مویها اندر تنش همچون سنان
چشمهایش تا به گردن خون فشان
تَلْقَفُ مَایَأفِکُونْ یعنی که او
بُرد یکسر جادوییها را فرو
خلق بنهادند رو اندر گریز
زیر پا مردند جمعی بی تمیز
در هزیمت رفت فرعون از سریر
گشت بی هُش هم گرفت او را زحیر
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: در این متن، داستان حضرت موسی و دعوت او به سوی فرعون و قومش روایت شده است. خداوند موسی را به عنوان پیامبری به فرعون فرستاد تا او را به قبول یکتاپرستی و رهایی بنیاسرائیل از ظلم دعوت کند. موسی در برابر فرعون معجزاتی چون تبدیل عصا به اژدها و روشن شدن دستش را به نمایش گذاشت که موجب گمان فرعون به جادوگری شد. به همین دلیل، فرعون اقدام به جمعآوری جادوگران کرد تا با موسی مقابله کنند. جادوگران در ابتدا به سحر خود میپرداختند اما در نهایت وقتی موسی عصای خود را انداخت، سحر آنان باطل شد و حقیقت ثابت شد. این داستان نشاندهنده قدرت خداوند و ناتوانی سحر و جادو در برابر حق است.
هوش مصنوعی: پس از آن، ما موسی را با نشانههای خود به سوی فرعون و بزرگانش فرستادیم، اما آنها به این نشانهها کفر ورزیدند. پس بنگر که سرانجام مفسدین چگونه بود. موسی به فرعون گفت: «من پیامبری از جانب پروردگار جهانیان هستم. حق این است که من جز به دروغ بر خدا چیزی نگویم. من با نشانهای از جانب پروردگارتان به سوی شما آمدهام، پس بنیاسرائیل را با من بفرست.» فرعون پاسخ داد: «اگر نشانهای آوردهای، آن را بیاور اگر از راستگویان هستی.» سپس موسی عصایش را انداخت و ناگهان آن به مبدلی بزرگ تبدیل شد و دستش را درآورد و ناگهان برای ناظران بسیار سفید شد. بزرگان قوم فرعون گفتند: «این یقینا یک جادوگر داناست که میخواهد شما را از سرزمینتان بیرون کند. نظر شما چیست؟» آنها گفتند: «او و برادرش را موقتا عقب بینداز و در شهرها افرادی را فرستاده و جادوگران ماهر بیاور.» جادوگران به سوی فرعون آمدند و گفتند: «اگر ما پیروز شویم، برای ما پاداشی خواهد بود.» فرعون پاسخ داد: «بله، و شما از نزدیکان خواهید بود.» جادوگران به موسی گفتند: «ای موسی، یا تو عصایت را به زمین میاندازی یا ما جادو میکنیم.» موسی پاسخ داد: «باندازید.» زمانی که آنها انداختند، چشمان مردم را جادو کرده و آنها را ترساندند و سحر عظیمی را آوردند. ما به موسی وحی کردیم که عصایت را بیفکند و ناگهان آنچه را که باطل میکردند، بلعید. پس حق ثابت شد و آنچه را که آنها انجام میدادند باطل گردید.
هوش مصنوعی: موسی به عنوان پیامبر خدا به فرعون و قومش فرستاده شد و به آنها اعلام کرد که او از طرف پروردگار جهانیان آمده است. او خواستار آزادی بنیاسرائیل شد، اما فرعون به او گفت اگر راست میگویی، نشانهای بیاور. موسی عصای خود را انداخت که به شکل یک اژدها در آمد و دستش را بیرون آورد که درخشان شد. برخی از قوم فرعون او را متهم کردند که جادوگر است و خواستند موسی و برادرش را متوقف کنند و جادوگران دیگری را جمعآوری کردند تا با او مقابله کنند. جادوگران نامدار به موسی گفتند که یا او باید عصایش را بیندازد یا آنها اقدام کنند. موسی به آنها گفت که بیندازند و وقتی که آنها جادو کردند، چشمهای مردم را جلب کردند و آنها را ترساندند. اما خدا به موسی وحی کرد که عصایش را بیندازد و در آن لحظه عصای موسی تمام سحر و جادو را بلعید. در نهایت، حق نمایان شد و باطل از بین رفت.
هوش مصنوعی: علی، بر پیامبر و خاندان او سلام باد.
هوش مصنوعی: در قرآن آمده است که خداوند رحمتفرما موسی، نبی بزرگ را فرستاده است.
هوش مصنوعی: پس من بعد از آنها، پیامهایی را فرستادم که در آنها بیان شده است.
هوش مصنوعی: موسی، پسر عمران، با معجزات و نشانههای الهیاش، فساد و ستمگری فرعون و قومش را آشکار کرد.
هوش مصنوعی: ظلم و سوءاستفادهای که بر آیات دین شده، پیامدهای تلخی دارد. باید توجه داشت که سرانجام فساد و فسادگران به کجا میانجامد.
هوش مصنوعی: او پس از کشتن یک قبطی و ریختن خونش، از مصر به سمت مدین فرار کرد.
هوش مصنوعی: او ده سال نزد شعیب ماند و در این مدت به رازهای پنهان و اسرار غیبی دست پیدا کرد.
هوش مصنوعی: پس از آن، او به سمت پیغمبری بازگشت تا به دعوت مردم مصر بپردازد و برتری خود را نشان دهد.
هوش مصنوعی: وقتی فرعون از این موضوع باخبر شد که دو نفر در کنار درگاه او حضور دارند، اقدام به شنیدن و بررسی ماجرا کرد.
هوش مصنوعی: گروهی خود را پیامبر میدانند و در حالی که به فرعون دعوت میکنند، هیچ نشانی از صداقت و راستگویی در آنها دیده نمیشود.
هوش مصنوعی: به خاطر این خبر، عقل او از سرش خارج شد و گفت: تا آنها را به داخل بیاورند.
هوش مصنوعی: زمانی که او وارد شد، از او پرسیدند که تو کی هستی و با چه دلایلی به دین و مذهب خود ادعا میکنی.
هوش مصنوعی: موسی به فرعون گفت: من به یقین از سوی خدای جهانیان فرستاده شدهام.
هوش مصنوعی: اگر به طور جدی صحبت کنی یا به شوخی، اگر حرف جدی بگویی، نباید باعث ایجاد مشکل شود.
هوش مصنوعی: این گفته مناسب نیست مگر از عبدی که در حال مستی است، چون او نمیتواند هیچ چیزی جز حق را درباره خداوند بیان کند.
هوش مصنوعی: در این مسئله، چیزی جز حقیقت نمیگویم، اگر توفیق از جانب حق نصیبم شود، او همیار من خواهد بود.
هوش مصنوعی: میگوید در این بحث و گفتگو، تو دلیل و سندی داری تا حرفهایت ناشی از نادانی و انحراف نباشد.
هوش مصنوعی: میگوید که من از جانب حقیقت و با دلایل روشن سخن میگویم، اما اظهارات بیاساس و نادرست فقط زاییده خیال هستند.
هوش مصنوعی: من به شما از جانب خداوند حقیقت صداقت خود را با نشانههایی واضح و معجزهآسا ارائه میکنم.
هوش مصنوعی: شما آرزو دارید که با من هم نوا شوید و در کنار من به اطاعت و بندگی بپردازید.
هوش مصنوعی: تنها خداوند یگانه وجود دارد و هیچکس دیگری شایستهی عبادت نیست.
هوش مصنوعی: هرگونه ناتوانی و کمبود قوتی را نشان میدهد، چون چگونه میتواند با خالق خود همتراز باشد.
هوش مصنوعی: بنابراین، به حق و با صداقت در خدمتگزاری بایستید و از فرزندان سبط (خاندان پیامبر) نیز به خاطر خدمت به آنها عذرخواهی کنید.
هوش مصنوعی: زیرا آنها از نسل خلیل هستند، اما در دست ستمگران به ذلت افتادهاند.
هوش مصنوعی: شما آنها را از مکانشان بفرستید تا من به سرزمین نیاکانشان بروم.
هوش مصنوعی: فرعون گفت اگر واقعاً راست میگویی، از جانب حق معجزهای بیاور که شایستهاش باشد.
هوش مصنوعی: در اینجا اشاره شده است که اگر چیزی وجود دارد که به درستی گفته شده است، آن را بیاورید. به معنای دیگر، اگر حقی وجود دارد، باید آن را با صداقت مطرح کرد.
هوش مصنوعی: او عصای خود را از دست انداخت و ناگهان اژدهایی نمایان شد که از هر سو ظاهر میگردید.
هوش مصنوعی: خواست تا فرعون و قصرش را با یک صدا و فریادی عظیم نابود کند.
هوش مصنوعی: اینطور مشاهده کردم که در تاریخ و کتاب، بر اثر فشار و زحمت، رنج و اضطراب بر انسانها سایه افکنده است.
هوش مصنوعی: میگوید که من میخواهم بر اساس خواستهات عمل کنم، نه اینکه با نیرویی خطرناک و ویرانگر از این مکان خارج شوم.
هوش مصنوعی: پس او را در آن زمان گرفت و عصا شد، سپس گفت تا ببینیم که از این رمز چه چیز دیگری داری.
هوش مصنوعی: موسی دستش را از کنار خود بیرون آورد و نور بیعیب و نقصی از آن تابید.
هوش مصنوعی: یک چیزی بسیار روشن و متفاوت از آنچه که عادت داریم، توجه ناظران را به خود جلب کرده و آنها را متحیر کرده است.
هوش مصنوعی: خواست که مانند فرعون قدرت بگیرد، اما به واسطهی این عمل، هامان مانع پیشرفت او شد.
هوش مصنوعی: شخصی از دیگری میخواهد که به او فرصت بدهد تا بتواند کارهایش را انجام دهد و میگوید که از دیماه تا تیرماه زمان نیاز دارد.
هوش مصنوعی: موسی و هارون خارج شدند؛ زیرا وقتی که با فرعون صحبت کردند، هامان که فردی پست و فرومایه بود، به آنها پیوست.
هوش مصنوعی: این دو نفر به دلیل شرایط خاصی در کنار هم قرار گرفتهاند و به همین خاطر، مشکلات زیادی برای کشور به وجود آمده است.
هوش مصنوعی: مردم از خشم تو میترسند، اما هیچکس جرأت نمیکند بهسوی آنها نگاه کند یا به آنها بیاحترامی کند.
هوش مصنوعی: پس گروهی را با عجله فرستادند به خانهای که آنها در آن خواب بودند.
هوش مصنوعی: عصای موسی به یک اژدها تبدیل شد و به سمت آنها حمله کرد. در نتیجه، آنها ترسیده و فرار کردند و رنگشان زرد شد.
هوش مصنوعی: آنها با وزیر و شاه صحبت کردند و هر آنچه که باید گفته میشد را بیان کردند؛ اما ترس و خجالت در دلشان بیشتر شد.
هوش مصنوعی: فرعونیان گفتند که این ساحر فردی ماهر و توانمند است و این موضوع کاملاً روشن و مشهود است.
هوش مصنوعی: او شما را از زندگی و شرایط کنونیتان رها خواهد کرد و به دنیایی جدید و سرشار از جادو و مهارتها خواهد برد.
هوش مصنوعی: وقتی فرعون ملعون این را شنید، از شما میپرسم که در مورد تدابیر این موضوع چه نظری دارید؟
هوش مصنوعی: میگفتند که در این تدبیر چیز خوبی وجود ندارد و تأخیر از آن بهتر است، ولی هیچ چیز بهتر از آن نیست.
هوش مصنوعی: در کارهای آنها با نرمش و عطوفت برخورد کن تا اهمیت و ارزششان کمتر به چشم نیاید.
هوش مصنوعی: اگر در انجام کاری تأخیر کنی، به تدریج آن کار کهنه و فراموش میشود.
هوش مصنوعی: در مداین، همگی به طور پنهانی جمع شوید و جادوگران را در زمان خاصی گرد هم آورید.
هوش مصنوعی: به هر کجا که بروی، هر کدام از ساحران ماهر و با دانش در انتظار تو هستند و هیچ راه گریزی از این موضوع وجود ندارد.
هوش مصنوعی: فرعون به دنبال ساحران فرستاده میشود.
هوش مصنوعی: او به گروهی از سحرآموزان در مصر و دیگر نقاط جهان پیام فرستاد.
هوش مصنوعی: دو برادر در سرزمینی به نام صعید زندگی میکردند و در هنر جادوگری به عنوان بهترینها شناخته میشدند.
هوش مصنوعی: فرستادهٔ پادشاه به آنها وعدههایی دربارهٔ رسیدن به ثروت و مقام داد.
هوش مصنوعی: افراد عاقل در پی دستیابی به موفقیت بودند و خواستهشان این بود که در انجام کارها از عقل و روح خود کمک بگیرند.
هوش مصنوعی: میگویند که کسانی که در تاریخ و اخبار مطالعه دارند، به دنبال کمک و یاری از گذشته و آثار پدراش هستند.
هوش مصنوعی: در کنار قبر پدر، زود رفتند و به دنبال نعمتها و برکتهایی از او بودند.
هوش مصنوعی: او در خواب آنها آمد و راه درست را به آنها نشان داد تا ببینند اصل و حقیقت چه چیزی است و چگونه میتوان به آن دست یافت بدون اشتباه.
هوش مصنوعی: درک و دید عقل نمیتواند به چیزهایی که دور از دسترس هستند، دسترسی پیدا کند؛ بنابراین، هیچ فرد خردمندی نمیتواند نسبت به این موضوع بیخبر باشد.
هوش مصنوعی: آیا این دو نفر که به پادشاهی چنگ انداختهاند، این مشکل را به وجود آوردهاند؟
هوش مصنوعی: آیا رسول خدا از سوی خداوند آمدهاند یا اینکه آنها جادوگری هستند که با سحری قوی و تسلط فراوان، اینچنین بر افراد مسلط شدهاند؟
هوش مصنوعی: عقل به آنها گفت، اگر شخصی به وسیله سحر به خواب برود، تأثیر سحر باعث میشود که کارهایش به هم بریزد و خراب شود.
هوش مصنوعی: اگر آن عصا را در هنگام خواب آن دو نفر به دست بگیرید، میتواند جادو و هنری داشته باشد.
هوش مصنوعی: بنابراین درمان جادوگری آنها ممکن است، چون هر نوع جادوگری راه درمان خاص خودش را دارد.
هوش مصنوعی: اگر نتوانی آن عصا را بدزدید، بدان که این عصا معجزهای است و از ویژگیهای خاص خداوند به شمار میآید.
هوش مصنوعی: انسان نباید در راه بندگی خدا با کسی جنگ کند، بلکه باید در مقابل دو مرد که در مقام عشق و وفاداری قرار دارند، تسلیم شود.
هوش مصنوعی: پس آنها به دنبال پیامبر، به سمت مصر به راه افتادند تا از فرمان فرعون نادان پیروی کنند.
هوش مصنوعی: گروهی بزرگ از جادوگران به دنبال مخالفت و چالش با پیامبران هستند.
هوش مصنوعی: وقتی به شهر وارد شدند از مسیر مصر، از طرف پادشاه مصر مورد احترام و اکرام قرار گرفتند.
هوش مصنوعی: گفت اگر دردی و رنجی از من برطرف کنید، من برای شما ثروت و دارایی فراوانی میدهم.
هوش مصنوعی: یک جادوگر در شهر ما آمده و تنها چیزی که از من میخواهد، قدرت و سلطنت است.
هوش مصنوعی: شب را مانند روز روشن بر ما رسانده و مردم را در اندوه و ناراحتی غرق کرده است.
هوش مصنوعی: در زمان نیاز، تنها عصایی دارند و هر چه از مهارتها و تواناییها دارند، در همان عصا نهفته است.
هوش مصنوعی: اگر میخواهید در کارهایتان موفق باشید و در سرزمینی شریک شوید، باید راهحلی برای مشکلات دیگران پیدا کنید.
هوش مصنوعی: پس آن دو نفر ساحر گفتند: ما میتوانیم به راحتی آنها را از سرزمین مصر و مردمش نجات دهیم.
هوش مصنوعی: پس آنها شروع به جستجو و پرس و جو در مورد مکان خواب موسی کردند و به دنبال او بودند.
هوش مصنوعی: او به جایی رفت که او در خواب بود تا سریعاً عصا را بدزدد.
هوش مصنوعی: زمانی که عصا به حرکت درآمد، اژدها به شدت حملهور شد و دوباره به حالت هجومی درآمد.
هوش مصنوعی: او با ترس و اضطراب گفت که به خدا ایمان دارد و به موسی و دین او نیز اعتقاد دارد.
هوش مصنوعی: عصا به حالت طبیعی خود برگشت و آن دو نفر به موسی احترام گذاشتند و به او نماز گزارده و او را ستایش کردند.
هوش مصنوعی: آنها از روی یقین به او توبه کردند و به محبت دلشان به او وابسته شدند.
هوش مصنوعی: موسی به قوم خود گفت دین و اعتقاداتتان را مخفی نگه دارید و هر چیزی که فرعون بگوید را انجام دهید.
هوش مصنوعی: در موقعیت خود، دین و اعتقاداتتان را از دیگران، چه مرد و چه زن، پنهان نگهدارید.
هوش مصنوعی: خداوند در قرآن توضیح داده است که سحرگرانی که به نزد فرعون رفتند، چه کسانی بودند و چه سخنانی گفتند.
هوش مصنوعی: میگویند که پاداش ما کافی است و اگر ما به چالش بیاییم، پیروز خواهیم شد.
هوش مصنوعی: او میگوید که من به خاطر این ویژگیام از نزدیکان و افراد خاص دور میشوم.
هوش مصنوعی: در یک روز مشخص، مردم در بیابان گرد هم آمدند و در یکجا جمع شدند.
هوش مصنوعی: ساحران برای نشان دادن مهارتهای خود، گروهی را به شکل منظم در دو طرف صف قرار دادند؛ یک طرف برتر و طرف دیگر پایینتر.
هوش مصنوعی: در آن زمان، افرادی بسیار زیادی، بیشتر از ده هزار نفر، وجود داشتند که تعداد آنها از حد و شمار فراتر رفته بود.
هوش مصنوعی: یک طرف فرعون و قومش کاملاً آماده شدهاند تا برای تماشا تجمع کنند.
هوش مصنوعی: موسی و هارون، دو نفر که لباسهایی از پشم بر تن دارند، در یک سمت ایستادهاند. یکی از آنها بسیار عاقل و باهوش است.
هوش مصنوعی: در آن روز، نوروز و روز اول ماه شنبه از سال نو بود و هیچ شک و تردیدی در آن نبود.
هوش مصنوعی: به خاطر ادب و احترام، جادوگران به موسی گفتند که عصایت را زمین بگذار و کنار بگذار تا به سوی تو بیایند.
هوش مصنوعی: ما میتوانیم هر کاری که بخواهی انجام دهیم، فقط کافی است که ما را بیدار کنی و به ما بگویی چه باید بکنیم.
هوش مصنوعی: موسی فرمود که ابتدا شما با لطف و generosity خود، راه را برای دیگران هموار کنید.
هوش مصنوعی: سحره و جادوگران، آن ریسمانها را که به شکل مار بودند، استفاده کردند.
هوش مصنوعی: با استفاده از چوب و طناب، اشکالی شبیه به مار درست کرده بودند که نشاندهندهی فریب و تزویر بود.
هوش مصنوعی: تو درون او را از نقره پر کرده بودی و آنچه درونش بود، از باری که سی شتر حمل میکرد، بیشتر بود.
هوش مصنوعی: زمانی که گرما از آفتاب بر سیماب تأثیر گذاشت، آن مارها به دور و اطراف پیچ و تاب خوردند.
هوش مصنوعی: آنقدر به طور زیرکانه کاری کرده بودند که زمین را قبل از آنکه آتش گرمش کند، به گرما درآورده بودند.
هوش مصنوعی: وقتی که آن بندها را از دوش برداشتند، ناگهان آن مواد نادر به حرکت درآمدند.
هوش مصنوعی: مارها از همه طرف در حال حرکت بودند و یک جادوگر به چشمان مردم آمد.
هوش مصنوعی: هر یک از آنها مانند درختی است که به شدت مردم را میترساند.
هوش مصنوعی: شما در جستجوی راهی بودید، زیرا سحر و جادو از هر چیزی عجیبتر و شگفتانگیزتر به نظر میرسید.
هوش مصنوعی: در آن زمان که به موسی وحی کردیم، به او گفتیم که عصایش را به زمین بیندازد.
هوش مصنوعی: وقتی اژدها که به شکل سیاهی است، بر زمین بیفتد، هر کسی که به آن نگاه کند، دچار تب و بیماری میشود.
هوش مصنوعی: سنگ که زیر پا میرود به آرامی خرد میشود، اما سحر ساحران به تدریج قویتر میشود.
هوش مصنوعی: او که از خوش شانسی خود بهرهمند است، در ظاهر و قامت از دیگران برتر است و با تواناییهایش در گفتار نیز جلوهگری میکند.
هوش مصنوعی: در بدن او موهایی مانند نیزه دیده میشود و چشمانش تا گردن خون میریزند.
هوش مصنوعی: او تمام جادوها و ترفندهای آنها را بلعید و از بین برد.
هوش مصنوعی: مردم به طور نامحسوس در حال فرار هستند و عدهای بیخبر از شرایط، زیر پا رفتند و جان خود را از دست دادند.
هوش مصنوعی: فرعون به هنگام شکست و فرار، به ناچار از تخت و مقام خود پایین آمد و در حالی که عقل و هوشیاریاش را از دست داده بود، گرفتار عذاب الهی شد.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.