تواند شد بلی در سیر ثانی
که فی اللهست در طور معانی
چو رهرو مالک اوصاف هو شد
ز هست خویشتن بگذشت او شد
ز بود خود که نابودست لا شد
خدا شد مالک ملک خدا شد
دوئی بیکار شد حق جز یکی نیست
بملک خود بود مالک شکی نیست
مر این اشکال از قید دوئی بود
مر این تقیید از ما و توئی بود
چو اثنیت هم از ما بین برخاست
منم گر ملک خود گوید بود راست
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر به توصیف سیر روحانی انسان و رسیدن به مقام وحدت و تجلی خدا در وجود انسان میپردازد. شاعر میگوید که در مراحل سیر و سلوک، انسان باید از «خود» و «هویت» فردیاش عبور کند تا به حق و حقیقتی بزرگتر دست یابد. در این مسیر، دوگانگی و تفاوتها از میان میروند و انسان به وجودی واحد و یکتا میرسد، جایی که خدا خود را در انسان میبیند و این ملک و سلطنت را تنها متعلق به خداوند میداند. به عبارتی، در نهایت، همه چیز به وحدت در الهیت باز میگردد و تمام اشکالات و جداییها ناشی از تصور ما از «خود» و «دیگری» است.
هوش مصنوعی: ممکن است در مراحل بعدی به درک عمیقتری رسید، به شرطی که این درک بر اساس معنای الهی باشد.
هوش مصنوعی: وقتی که مسافر به ویژگیهای حقیقتی دست پیدا کند، از وجود خود عبور میکند و به آن مقام نایل میشود.
هوش مصنوعی: از وجود خود که در حال نابودی است، به وجود خدا رسید و مالک همه چیز شد.
هوش مصنوعی: وجود دوگانگی بیفایده است، چرا که حقیقت تنها یک چیز است. در ملک خود، مالکیت بر او که تنهاست، شکی وجود ندارد.
هوش مصنوعی: این اشکال و محدودیت به دلیل وجود دوگانگی و جدایی میان ما و تو است. وقتی که ما از این جدایی فراتر برویم، به گنجینهای از یگانگی و حقیقت دست خواهیم یافت.
هوش مصنوعی: وقتی که تفکیک و دوگانگی از میان برود، من هم هستم؛ اگر هم بگویند که من پادشاه خودم هستم، درست است.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.