گنجور

 
صائب تبریزی
 

از نسیم آن زلف مشک افشان سبک جولانترست

از صدف آن غنچه سیراب خوش دندانترست

گر چه زلف عنبرین پر پیچ و تاب افتاده است

پیش ما نازک خیالان آن کمر پیچانترست

نیست هر چند از لباس گل جدایی رنگ را

جامه گلرنگ بر اندام او چسبانترست

لطف معنی را لباس لفظ رسوا می کند

در ته پیراهن آن سیمین بدن عریانترست

پرده داری می کند شرم از عرق آن چهره را

ورنه صد پیراهن از گل روی او خندانترست

گر چه از آیینه آتش زیر پا دارد گهر

بر جبین او عرق بسیار خوش جولانترست

نیست زیر حلقه های زلف غیر از خال یار

مرکز شوخی که از پرگار سرگردانترست

مرد میدان نیست طوطی، ورنه از صد رهگذر

صفحه آن روی از آیینه خوش میدانترست

قوت گیرایی شهباز در سرپنجه است

زود می چسبد به دل چشمی که خوش مژگانترست

پرده شرم و نقاب عصمتی در کار نیست

چشم ما صد پرده از قربانیان حیرانترست

چون ز آتش می شود پشت کمان سخت نرم

در سر مستی چرا آن شوخ نافرمانترست؟

ناله صاحبدلان را بیشتر باشد اثر

رخنه در خارا کند تیری که خوش پیکانترست

در طلب ما بی زبانان امت پروانه ایم

سوختن از عرض مطلب پیش ما آسانترست

از تهیدستی شود امید صاحب دستگاه

حرص نان بیش است پیری را که بی دندانترست

تا زبان حال را فهمیده ایم از فیض عشق

غنچه از منقار بلبل پیش ما نالانترست

از سر منصور شور عشق کی بیرون رود؟

از سر دار فنا بسیار بی سامانترست

ما رگ ابر بهاران را مکرر دیده ایم

خامه صائب به صد معنی گهر افشانترست

mouse با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

format_list_numbered_rtl حذف شماره‌ها | منبع اولیه: ویکی‌درج | linkرونوشت نشانی | content_copyرونوشت متن | share

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

music_note معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

photo_camera پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، support راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

برای حاشیه‌گذاری باید در گنجور ثبت نام کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.