گنجور

غزل شمارهٔ ۴۷۵۰

 
صائب تبریزی
صائب تبریزی » دیوان اشعار » غزلیات
 

ای هر ورق گل زتو آیینه دیگر

هرغنچه زاسرارتوگنجینه دیگر

بی باده گلرنگ ،بود در نظرمن

هر ابرسیاهی شب آدینه دیگر

از سینه من گرچه اثرداغ تونگذاشت

می بودمراکاش دو صد سینه دیگر

درآرزوی داغ چوخورشید تو هرروز

از صدق دهد صبح صفا سینه دیگر

برخرقه صد پاره ارباب توکل

جز رقعه حاجت نبود پینه دیگر

خورشید نمی سوخت نفس درطلب صبح

می بود گر سینه بی کینه دیگر

بیناست درین بحرحبابی که ندارد

غیراز سر زانوی خودآیینه دیگر

آن دلبربیباک چه میکردبه عاشق

می داشت اگر غیردل آیینه دیگر

درپاره دل گم شود صائب گهرمن

چون حلقه زنم بردرگنجینه دیگر؟



🖰 با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

🖐 شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

🎜 معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

📷 پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، 📖 راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

گنجور را در اینستاگرام دنبال کنید.