گنجور

غزل شمارهٔ ۴۱۹۷

 
صائب تبریزی
صائب تبریزی » دیوان اشعار » غزلیات
 

حیران عشق او زر وگوهر چه می کند

آن را که آرزو نبود زر چه می کند

یک دل بجان رساند من دردمند را

با صد دل شکسته صنوبر چه می کند

عاشق ز سرد مهری ایام فارغ است

فصل خزان به چهره چون زر چه می کند

جسم نزار جامه فتح است مرد را

شمشیر مو شکاف به جوهر چه می کند

روشندلان مقید زینت نمی شوند

روی منیر آینه زیور چه می کند

دامان دشت صفحه مشق جنون بس است

دیوانه کلک وکاغذ ودفتر چه می کند

صائب عبث به فکر شهادت فتاده است

فتراک عشق وحشی لاغر چه می کند



🖰 با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

🖐 شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

🎜 معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

📷 پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، 📖 راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

گنجور را در اینستاگرام دنبال کنید.