گنجور

 
صائب تبریزی
 

زدست تنگ بر بی برگ دنیا تنگ می گردد

به ره پیما زکفش تنگ صحرا تنگ می گردد

زجان بگسل اگر آزاده ای، کز رشته مریم

جهان چون دیده سوزن به عیسی تنگ می گردد

زشورم رخنه ها چون کهکشان افتاد در گردون

که می پرزور چون افتاد مینا تنگ می گردد

برآر از قید عقل و هوش دل را، کز نگهبانان

به طفل شوخ میدان تماشا تنگ می گردد

زکثرت نیست بر خاطر غباری سینه صافان را

زجوش عکس بر آیینه کی جا تنگ می گردد؟

زشوق قطع راه عشق اگر برخود چنین بالد

به نقش پای من دامان صحرا تنگ می گردد

وطن زندان شود بر هر که گردد در هنر کامل

که بر گوهر چو غلطان گشت دریا تنگ می گردد

به ریزش هر که عادت کرد در میخانه همت

به افشردن گلویش کی چو مینا تنگ می گردد؟

جهان در دیده کوتاه بینان وسعتی دارد

به مقدار بصیرت ملک دنیا تنگ می گردد

تلاش صدر در بیرون در بگذار و خوش بنشین

که بر بالانشینان بیشتر جا تنگ می گردد

چه سازد تنگنای شهر صائب با جنون من؟

که بر دیوانه من کوه و صحرا تنگ می گردد

mouse با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

format_list_numbered_rtl حذف شماره‌ها | وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم) | search شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: ویکی‌درج | linkرونوشت نشانی | content_copyرونوشت متن | share

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

music_note معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

photo_camera پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، support راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

برای حاشیه‌گذاری باید در گنجور ثبت نام کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.