گنجور

غزل شمارهٔ ۱۸۶۰

 
صائب تبریزی
صائب تبریزی » دیوان اشعار » غزلیات
 

چشم خوشی که مست و خرابش شوم کجاست؟

سر خوش ز شیوه های عتابش شوم کجاست؟

آن برق خانه سوز که داغش شوم چه شد؟

وان سیل تندرو که خرابش شوم کجاست؟

لرزان ز سردسیر صباحت رسیده ام

حسن برشته ای که کبابش شوم کجاست؟

خمیازه چه واکند آغوش اشتیاق؟

پیمانه ای که مست و خرابش شوم کجاست؟

دشنام تلخ را به صد ابرام می دهد

بختی که قابل شکرابش شوم کجاست؟

آن طالع بلند که در بزم خیرگی

محرم به بندبند نقابش شوم کجاست؟

نتوان گرفت کام به بیداری از لبش

دستی که محرم رگ خوابش شوم کجاست؟

صد پرده از حجاب فکنده است بر عذار

چشمی که پرده سوز حجابش شوم کجاست؟

از همعنانیش نفس برق سوخته است

پایی که بوسه چین رکابش شوم کجاست؟

صائب همین بس است که خواند سگ خودم

بختی که سربلند خطابش شوم کجاست؟



🖰 با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

🖐 شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف) | 🔍 شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

🎜 معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

📷 پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، 📖 راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال ۲ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

غلامرضا راوند نوشته:

خمیازه [؟؟؟] چه واکند آغوش اشتیاق

به نظر می‌رسد در [؟؟؟] باید یک سیلاب جا افتاده باشد.
مثلاً باید اینطور باشد: خمیازه‌ام، خمیازه‌ها، …

سپاسگزارم بابت هر آنچه در راه اعتلای فرهنگ و ادب زبان فارسی انجام می‌دهید.

👆☹

محمود علی اصغری نوشته:

با سلام
مصراع نخست بیت سوم:خمیازه چند واکند آغوش اشتیاق؟

👆☹

گنجور را در اینستاگرام دنبال کنید.