گنجور

 
صائب تبریزی
 

شسته ام از چشمه مه رو به آبم کار نیست

شیر مست ماهتابم با شرابم کار نیست

ماهتاب از شمع کافوری ندارد کوتهی

با چراغ خیره چشم آفتابم کار نیست

کرده ام تر از گل شب بوی بیداری دماغ

با نسیم غفلت ریحان خوابم کار نیست

مستم اما در پی آزار کم ظرفان نیم

موج بی پروایم اما با حبابم کار نیست

بارها بند قبای صبح را واکرده ام

با چنین دستی به دامان نقابم کار نیست

آسمان گو کشتی انصاف بر خشکی ببند

ماهی ریگ روانم من، به آبم کار نیست

نسبت من با خطا دورست از فهمیدگی

صائبم صائب به جز فکر صوابم کار نیست

mouse با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

format_list_numbered_rtl حذف شماره‌ها | وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف) | search شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: ویکی‌درج | linkرونوشت نشانی | content_copyرونوشت متن | share

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

music_note معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

photo_camera پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، support راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

برای حاشیه‌گذاری باید در گنجور ثبت نام کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.