گنجور

 
صائب تبریزی
 

نیست یک تن در جهان گویا، اگر گویا دل است

چشم بینا پرده خواب است اگر بینا دل است

هست از وحدت خزان و نوبهار او یکی

بوستان آفرینش را گل رعنا دل است

هیچ جا چون شعله جواله اش آرام نیست

خاک دامنگیر آن سرو سهی بالا دل است

می نماید پست اگر در دیده کوتاه بین

پیش ارباب بصیرت، عالم بالا دل است

با تن آسانی میسر نیست اهل دل شدن

هر که شب از غنچه خسبان است سر تا پا دل است

از تجلی طور چون مجنون بیابانگرد شد

آن که پا برجاست پیش جلوه لیلا، دل است

بیغمان را گر بود میخانه باغ دلگشا

عاشقان را چشم پر خون ساغر و مینا دل است

خسروان را گر بود شبدیز و گلگون زیر ران

اهل معنی را براق آسمان پیما دل است

بزم بی دردان اگر روشن ز شمع است و چراغ

گوهر شب تاب ما در ظلمت شبها دل است

دل به دریاکردگان را زورقی در کار نیست

موج را بال و پر پرواز در دریا دل است

دل قوی چون شد، نیندیشد ز موج حادثات

لنگر آرامشی گر دارد این دریا دل است

گوشه امنی که از سیل حوادث ایمن است

بی گزند چشم بد صائب درین دنیا دل است

mouse با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

format_list_numbered_rtl حذف شماره‌ها | وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف) | search شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: ویکی‌درج | linkرونوشت نشانی | content_copyرونوشت متن | share

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

music_note معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

photo_camera پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، support راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

برای حاشیه‌گذاری باید در گنجور ثبت نام کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.