گنجور

غزل شمارهٔ ۷۳

 
صائب تبریزی
صائب تبریزی » دیوان اشعار » گزیدهٔ غزلیات
 

سبکروان به زمینی که پا گذاشته‌اند

بنای خانه‌بدوشی به جا گذاشته‌اند

خوش آن گروه که چون موج دامن خود را

به دست آب روان قضا گذاشته‌اند

عنان سیر تو چون موج در کف دریاست

گمان مبر که ترا با تو واگذاشته‌اند

مباش در پی مطلب، که مطلب دو جهان

به دامن دل بی‌مدعا گذاشته‌اند

مگر فلاخن توفیق دست من گیرد

که همچو سنگ نشانم به جا گذاشته‌اند

چو نی بجو نفس گرم ازان سبک‌روحان

که برگ را ز برای نوا گذاشته‌اند

فغان که در ره سیل سبک عنان حیات

ز خواب، بند گرانم به پا گذاشته‌اند

مباش محو اثرهای خود، تماشا کن

که پیشتر ز تو مردان چها گذاشته‌اند

دعای صدرنشینان نمی‌رسد صائب

به محفلی که ترا بی‌دعا گذاشته‌اند



🖰 با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

🖐 شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف) | 🔍 شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

🎜 معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

📷 پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، 📖 راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

دریای سخن