گنجور

شمارهٔ ۶۱

 
سعدی
سعدی » مواعظ » قطعات
 

شد غلامی به جوی کاب آرد

آب جوی آمد و غلام ببرد

دام هر بار ماهی آوردی

ماهی این بار رفت و دام ببرد



با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال ۲ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

علی عباسی نوشته:

عینا در باب دوم گلستان هم نقل شدست درداستان ماهی و دام

👆☹

علی اصغر نوشته:

به راستی که سعدی، فرمانروای ملک سخن است.
از خواندن شعر فوق به وجد آمدم؛ بسیار پرمعنا و قابل تامل است.
به نظرم مفهوم شعر این است که: بدون داشتن توانایی انجام کاری، مخصوصاً اعمال خطرناک، نباید به انجام آن مبادرت نمود، چرا که موجب تباهی انسان می گردد.

👆☹

دریای سخن - دریای شعر فارسی برای اندروید