سعدی » مواعظ » قطعات » شمارهٔ ۱۳۸ هاونا گفتم از چه مینالی وز چه فریاد میکنی هموار گفت خاموش چون شوم سعدی کاین همه کوفت میخورم از یار
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: در این شعر، ناگواری و نالهی شخصی بیان شده است. او از دلایل نارضایتیاش میپرسد، و جواب میشنود که مانند سعدی باید خاموش باشد، زیرا درد و رنجی که از عشق و معشوق میکشد، بسیار است.
هوش مصنوعی: به خودم گفتم چرا مدام شکایت میکنی و چرا اینقدر با صدای بلند فریاد میکنی؟
هوش مصنوعی: به دیگران گفتم که ساکت باش، زیرا من سعدی هستم و برای عشق بسیار رنج میبرم.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
بر رُخَش زلف عاشق است چو من
لاجرم همچو منش نیست قرار
من و زلفین او نگونساریم
او چرا بر گل است و من بر خار؟
همچو چشمم توانگر است لبم
[...]
زان مرکّب که کالبد از نور
لیکن او را روان و جان ازنار
زان ستاره که مغربش دهنست
مشرق او را همیشه بر رخسار
بارگی خواست شاد بهر شکار
بر نشست و بشد بدیدن شار
ای دل نا شکیب مژده بیار
کامد آن شمسه بتان تتار
آمد آن سرو جلوه کرده به ناز
آمد آن گلبن خمیده ز بار
آمد آن بلبل چمیده به باغ
[...]
هست ایام عید و فصل بهار
جشن جمشید و گردش گلزار
ای نگار بدیع وقت صبوح
زود برخیز و راح روح بیار
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.