گنجور

بخش ۲ - حکایت در این معنی

 
سعدی
سعدی » بوستان » باب چهارم در تواضع
 

یکی قطره باران ز ابری چکید

خجل شد چو پهنای دریا بدید

که جایی که دریاست من کیستم؟

گر او هست حقا که من نیستم

چو خود را به چشم حقارت بدید

صدف در کنارش به جان پرورید

سپهرش به جایی رسانید کار

که شد نامور لؤلؤ شاهوار

بلندی از آن یافت کاو پست شد

در نیستی کوفت تا هست شد

تواضع کند هوشمند گزین

نهد شاخ پر میوه سر بر زمین

 


🖰 با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

🖐 شماره‌گذاری ابیات | وزن: فعولن فعولن فعولن فعل (متقارب مثمن محذوف یا وزن شاهنامه) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

🎜 معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

تصاویر مرتبط در گنجینهٔ گنجور

بوستان سعدی به خط رکن‌الدین مسعود کاشانی مورخ ۱۰۳۹ هجری آگرهٔ هند » تصویر ۱۳۶ بوستان به خط  بابا شاه بن سلطان علی مورخ ۹۸۹ هجری قمری » تصویر ۱۷۲

📷 پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، 📖 راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال ۱۳ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

kasra نوشته:

مسرا دوم به جای پهنای ، پنهای نوشته شده است

پاسخ: با تشکر، تصحیح شد.

👆☹

فرشاد نوشته:

سپهر در بند چهارم به معنی روزگار و تقدیر هست.

👆☹

تاوتک نوشته:

می فرماید قطره باران بدان سبب گران بها و مروارید شد که فروتنی کرد و چون خویشتن را نیست انگاشت عزت یافت .کاش فرا بگیریم

👆☹

فاطمه نوشته:

زیبا زیبا زیبا

👆☹

Sajjad نوشته:

وزن شعر ( بر پایه ت و تن) : ت ، ت ، تن ، تن ، تن ، تن ، تن ، تن.

👆☹

میلاد نوشته:

با عرض سلام و خسته نباشید…
این شعر بسیار زیبا و تاثیر گذار هست…

ولی بنده تو کتاب بوستان خوندم، یه بیت دیگه هم داشت، و بیت آخر بود::
“تواضع کند هوشمند گزین،
نهد شاخ پر میوه سر بر زمین”

این بیت آخر بود!!!

👆☹

محمد رحیمی نوشته:

با درود
خوانش مصرع اول از بیت آخر
(هوشمندِ گزین ) درست نیست و ًهوشمند٬ گزین ً درست است

👆☹

محسن ، ۲ نوشته:

رحیمی جان
همان هوشمند گزین درست است ، به مانای : هوشمند برگزیده
اینطور که شما می فرمائید وزن شعر بهم میخورد و از معنا می افتد.

👆☹

شهرام آرین نوشته:

بیت آخر در بوستان سعدی به تصحیح دکتر یوسفی وجود ندارد.

👆☹

.. نوشته:

آن مجازی‌ها حقیقی می‌نمود
تا که عقلم چشم دل را برگشود

لیک عشق آمد به چشم دل نشست
وآن حقیقی و مجازی‌ها ربود

شاه عشق آمیختن آموخت، فاش
فرد شد هست و عدم، چون تار و پود

مست گشتم، مستی آوردم بقا
عشق جاری بود و ما و من نبود

رفته و ناآمده، معدومِ حال
جمله‌ی اعدامیان غرق وجود

اول و آخر به صلح و اتحاد
پرده‌داران، پرده‌در با صد سرود

نادر آن رقصان و عاشق قطره‌ای
کز تواضع سوی بحر آمد فرود..

ن.ت

👆☹

علی حسن زاده نوشته:

اشاره به قطره به عنوان منیت انسان دارد و دریا خداوند بزرگمرتبه است که ما قطراتی از این دریای الهی هستیم و با فراموش کردن منیت میتوانیم به گهری بی همتا تبدیل گردیم.

👆☹

مجید نوشته:

این شعر اشاره دارد به باور قدما در خصوص اینکه لولو و مروارید از قطره باران در طی زمان به وجود می آید.

👆☹

Hosein نوشته:

Sasjjad گرامی
وزن «ت ، ت ، تن ، تن ، تن ، تن ، تن ، تن: درست نیست.
باید به این شیوه نوشت:
«ت تن تن (فعولن)، ت تن تن(فعولن)، ت تن تن(فعولن)، ت تن (فعل/فعول). که البته در این روش برای «فعول»، برابری پیش بینی نشده؛ شاید بتوان یکی از این ها را نوشت «ت تان/ ت تین/ ت تون».

👆☹

گنجور را در اینستاگرام دنبال کنید.