بخش ۶۸ - عامر بن عامر بصری
از مشایخِ بصره و از اکابر حکما و از نوادر فضلا و افصح الفصحای عهد خود بوده. از بعضی اشعار او به سیادت استنباط میشود. همانا علوی نژاد بوده و به سبب توطن در روم و بیم مخالفان آن مرز وبوم ظاهر ننموده. غرض، مولدش بصره و موطنش سیواس مِنْبلاد روم و قصیدهٔ فریدهٔ ذات الانوارش گنجینهٔ علوم و آن در تتبع قصیدهٔ تائیهٔ ابن فارض منظوم، مشتمل است بر دوازده نور و در هر نوری سرایر خفیّه را ظهور. الحق آن کلیم کلام ید بیضا نموده و بر مرده دلان ایام، دم عیسی گشوده. چون اشعار عربیه در این کتاب کمتر قلمی میشود. از ضبط تمامی آن معذور و بدین چندبیت اکتفا رفت. وهی هذا:
قصیده
تَجَلَّی لی الَّمحْبُوبُ مِنْکُلِّ وِجْهَةِ
فَشَاهَدْتُهُ فِی کُلِّ مَعنّی وَصُورَةِ
بَدَا ظاهِراً بِالکُلِّ لِلْکُلِّ بَیّْنا
تُشَاهِدْهُ الْعَیْنانُ فی کُلِّ ذَرَّةٍ
وَأَشْرَقَ مِنْهُ مطلق قید الْوَرَی
عُمُوماً بِهِ وحدانیة صمدیة
هُوَ الْواحِدُ الْفَرْدُ الْکَثِیْرُ بِنَفْسِهِ
فَلَیْسَ سِوَاهُ اِنْنَظَرْتَ بِدِقَّةِ
لَهُ کُلُّ عَیْنٍ فی الْوُجُودِ یَرَی بِهَا
لَهُ کُلُّ اُذْنٍ فی السِّرَایا وَعَی بِهِ
لَهُ کُلُّ کَفٍّ فی الْوَرَی بَاطِشاً بِها
لَهُ کُلُّ عِلْمٍ مِنْعُلُومٍ الْحَقِیْقَةِ
فَکَثْرَتُهُ مَخْفِیَّةً تَحْتَ وَحْدَةِ
کَمَا اَنَا فَرْدٌ کَثْرَتِی تَحْتَ وَحْدَتِی
بَقِیْتُ بِهِ لَمّا فَنَیْتُ لَهُ کَما
وَجَدْتُ حَیاتِی فِیْهِ مِنْبَعْدِ مَوتِةِ
هُوَ الناسِعُ الدّانِی إلَیْنَا بِعَیْنِهِ
هُوَ الْغائِبُ الْمَشْهُودُ فی کُلِّ بُقْعَةِ
هُوَ الْعاشِقُ الْمَعْشُوقُ فی کُلِّ صُورةٍ
هُوَ النّاظِرُ الْمَنْظُورُ فی کُلِّ لَمْحَةِ
تَحُوْمُ عُقُولُ الْخَلْقِ حَوْلَ جَنابِهِ
وَلَمْیُدْرِکُوا مِنْنُوْرِهِ غَیْرَ لَمّعَةِ
تُکَثِّرُهُ الأشیاءُ والْکُلُّ واحدٌ
صِفاتٌ وَذاتٌ ضُمَّتَا فی هُوِیَّةِ
فَوَحْدَتُهُ دَاَمْت لهَا کُلُّ کَثْرَةٍ
وَصِحَّتُهُ قَامَتْبِهَا کُلُّ عِلّةِ
تَحْجُبُ عَنَّا وَاخْتَفَا بِظُهُوْرِهِ
فَضُلِّلَ فِیْهِ کُلُّ قَوْمٍ بِحُجَّةٍ
فَسَائِرُ ذَرّاتِ الْوُجُودِ مَظَاهِرٌ
لَهُ إنْرَآهُ باصِرٌ بِبَصِیْرَةِ
أیَا واحِداً فِی کُلِّ شَیْئیٍ مُشاهَداً
أُعایِنُّهُ فِی خَلْوَتِی مِثْلَ جَلْوَةِ
لَکَ الْکُلُ یامَنْلاَسِوَاء فَمَنْرَأَی
سِواءَکَ فَرُدَّ ذَاکَ مِنْأَحوَلِیَّةِ
فَلَا اَنْتَ عَیْنِی لاَوَلاأَنْتَ غَیْرُهَا
لِذَلِکَ صَارَتْحالَتِی فِیْکَ حَیْرَتِی
فَأَنْتَ أَنَا لاَبَلْأنْتَ وَحْدَةٌ
مُنَزَّهةٍ عَنْکُلّ غَیرٍ وَ شِرْکَةِ
اِلَیْکَ مَالِی فِی حَیَوتِی وَمَوْتَتِی
وَأنْتَ رَجائِی فِی زخائِی و شدَّةِ
فَلَسْتُ أَرَی شَیئاً سِوَاکَ مُحَقَّقاً
وَهَلْیَخْتفی مِنْغَیْرِ مَکْفِوفِ ملّتی
تَقَدَّسْتَ عَنْغَیْرٍ تَنَزَّهْتَ عَنْسِوَی
تَرَفَّعْتَ عَنْنِدٍ اِلصِرْفِ المُحوْضَةِ
فَیَا خالِطاً فی عِشْوَةٍ مِنْظُنُونِهِ
دَعِ الظَّنَّ وَاسْتمْسِکَ بأَوْثَقِ عُرْوَةِ
وَیَا طالِباً للأَمْرِ جُدَّ بِنَهْضَةٍ
فَمَا نَالَ أَمْراً غَیْرُ نَفْسٍ مُجدَّةِ
وَجَرِّد لَهُ عَزْماً کَعَزْمِیَ مَاضِیاً
وَلاَتَکُ مَشْغُولاً بِعَیْشٍ وَرَقْدَةِ
فَدَعْقَوْلَ مَنِ قَدْقالَ بالْغَیرِ واجْتَنِبْ
طَریقَةَ دَجّالٍ کثیر نعنة
بَعیْدٌ عَن الأَضْواءِ والنُّورِ لَمْیَزَلْ
بِظُلُمَتِهِ فِی عِشْوَةٍ بَعْدَ عِشْوَةِ
فَلَمَّا أَتَاهُ لَمْیَجِدْهُ کَمَا أَرَی
وَخابَتْخُطاءُ عِنْدَ ذَاکَ وَذلَّةِ
وَاِنْأَنْتَ لَمْتَسْمَعْمَقَالَةَ واحِدٍ
فَأنْتَ بِلاَشَکٍّ مِنَ التَّنْویَةِ
وَهَلْیَستَوِی مَنْکانَ بالنُّورِ ماشِیاً
وَمَنْمَشْیُةُ فِی ظُلْمَةٍ مُدْلَهَّمةِ
وَمَنْلَمْیُؤَیِّدْهُ الاَلهُ بِنُورِهِ
یَضِلُّ وَمَنْیُرْشِدْبِفَرِّ هِدایَةِ
لَکَ المُلْکُ یادَیْمُومُ تُؤْتیِهِ مَنْتَشَا
وَ تَنْزَعُهُ مِمَّنْتَشَاءُ بِمَشْیةِ
تَجَلَّیْتَ فِی هَذَا وَذَاکَ لَهُمْفَلَم
یَرُدُکَ مَا هَوَی فِیْکَ مِنْفَرْطِ دَهْشَةِ
وحَیْرةُ اَهْلِ الْعَقْلِ فِیکَ بِزائِدٍ
فَاَلْفیْتُهُمْبِالْوَهْمِ فِی کُلِّ شُبْههِ
فَلاَأَنْتَ مَوْلُودٌ وَلااَنْتَ والِدٌ
لِانَّکَ فَرْدُ الذّاتِ مِنْغَیرِ قِسْمَةِ
وَلاَ أنْتَ مَنْسوبٌ اِلَی جَوْهَرٍولا
اِلَی عَرَضٍ یُعْرَضُ اِلَی عُنْصُرِیهِ
وَلاَ اَنْتَ عِلْویُّ وَلاَ اَنْتَ أَسْفَلُ
ولا اَنْتَ مَحْصُورُ مَجْدٍ وعُرْضَةِ
وَلاَ أَنْتَ رُوْحانیٌّ ذاتُ بَسِیطَةٍ
ولا أَنْتَ جِسْمٌ ذُو مَوادٍّ کَثیفةِ
وَلاَ أنْتَ مَخْفِیٌّ وَلاَ أَنْتَ ظاهِرٌ
وَلاَ أَنْتَ مَطْبوُعٌ وَلاَ لِطبیعةِ
وَلاَأَنْتَ عَقْلٌ وَلاَ نَیْرٌ ولا
هَیُوَلا وَلاَرُوْحُ بِذاتِ لَطیفةِ
وَلاَ أَنْتَ مشغولٌ وَلاَ أَنْتَ فارغٌ
وَلاَ أَنْتَ ذُو کَیْفٍ ولابِکَمِیةِ
ولا أنتَ مَلْزُوْمٌ وَلا أَنْتَ لازِمٌ
وَمَنْقالَ نُورٌ کانَ کالمانَوِیَّةِ
ولا أنْتَ ذُوْقَیْدٍ وَلا بِمُجَرَّدِ
وَلاأنْتَ مَحْسُوسٌ وَلَسْتَ بِحاسَّةِ
وَلاَأَنْتَ فِی شَییٍ مِنَ الْکُلِّ داخِلٌ
وَلاخارجٌ عَنْهُ وَهَذَا عَقِیْدَتی
فَأَنْتَ إذا فَرْدٌ لَکَ الْکُلُّ ساجِدٌ
وَلاَ کُلِّ إلّا أَنْتَ یَا صَفْوَ صَفْوَةِ
تَعَالَیْتَ یا ذَا الطُّوْلِ عَنْوَصْفِ واصِفاً
تَنَزَّهْتَ یا ذَالمَنِّ عَنْمَدْحِ مِدْحَةِ
فَأَنْتَ عَلَی مَا أَنْتَ قَدْراً وَقُدْرَةً
بِنَفْسِکَ أَدْری مِنْجَمِیْعِ البَرِیَّةِ
فَمَنْغَابَ یَوْماً فِیْکَ نَالَ سَعادةٌ
وَمَنْغابَ یَوْماً عَنْکَ آبَ إلَی الشَّقُوَةِ
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر و حکیم معروفی از بصره، با نژاد علی و اهل سیواس در روم بوده است. او به دلیل زندگی در روم و ترس از مخالفانش، هویت واقعیاش را پنهان نگه داشته است. مشهورترین اثر او قصیدهای به نام "ذات الانوار" است که شامل دوازده نور و تفسیرهای عرفانی است. اشعار او به بررسی عشق و وحدت وجود میپردازد و فلسفه عمیقی را به تصویر میکشد. این قصیده دربردارنده تفکراتی درباره صفات خداوند و رابطه انسان با اوست و تلاش میکند تا مظاهر وجود و حقیقت را با زبانی عمیق و استعاری توصیف کند. شاعری که به دنبال درک حقیقت و وجود است و سعی میکند از مرزهای فهم بشری عبور کند.
هوش مصنوعی: این فرد از بزرگواران بصره و یکی از حکما و اندیشمندان برجسته زمان خود به شمار میرود. از برخی اشعار او میتوان به نسب او پی برد که به خانواده علوی تعلق دارد. او به دلیل زندگی در روم و ترس از مخالفان خود به راحتی ظاهر نشده است. زادگاهش بصره و محل زندگیاش سیواس در روم است. اشعار خاصی که دارد، به عنوان گنجینهای از دانش شناخته میشود و در پیروی از قصیده تائیه ابن فارض، شامل دوازده موضوع مختلف است که هر یک حاوی معانی عمیق و پنهانی است. واقعاً او مانند موسی که دستانش روشنایی دارد، بر دلهای مرده روشنایی بخشیده است. اشعار عربی در این کتاب کم است و به همین دلیل تنها به چند بیت اکتفا شده است.
هوش مصنوعی: محبوب از هر سو و جنبهای بر من تجلی کرد و من او را در هر معنا و شکل مشاهده کردم.
هوش مصنوعی: در همهجا و در هر ذرهای، حقیقتی نمایان شده که چشمان تو میتوانند آن را ببینند.
هوش مصنوعی: عالم با ظهور نور واحد و بینظیر، از قید و بندها آزاد شد و این نشاندهندهی یکتایی و مستقل بودن ذات اوست.
هوش مصنوعی: او یکتا و بیهمتاست که در ذات خود کثرت دارد، پس اگر با دقت نگاه کنی، چیزی جز او نمیبینی.
هوش مصنوعی: او در وجودش هر چشمی دارد که با آن میبیند و هر گوشی دارد که با آن میشنود.
هوش مصنوعی: او به هر دستاش در میان مردم قدرتی دارد و تمامی دانشها از حقایق به او تعلق دارد.
هوش مصنوعی: وجود من، بهطور پنهانی در یک جمعیت زیاد نهفته شده است، مانند اینکه من بهتنهایی در میان جمعی از افراد دیگر قرار گرفتهام.
هوش مصنوعی: من برای او زندگی کردم، وقتی که برای او به پایان رسیدم، همانطور که پس از مرگم زندگیام را در او یافتم.
هوش مصنوعی: او کسی است که با نگاه خود به ما نزدیک میشود، او غایبی است که در هر مکانی حضور دارد و قابل مشاهده است.
هوش مصنوعی: او عاشق و معشوق در هر صورتی است، و در هر نگاهی، هم ناظر است و هم مورد مشاهده.
هوش مصنوعی: افکار مردم حول شخصیت او میچرخند، اما هیچکدام نمیتوانند جز یک پرتو کوچک از نورش را درک کنند.
هوش مصنوعی: آشکار است که اشیاء بسیارند، اما در نهایت همهی آنها یکسانند. صفات و ذاتها در یک هویت واحد جمع شدهاند.
هوش مصنوعی: وحدت او باعث بقای هر کثرت و تنوعی است، و درستی و صحت او به خاطر هر نقص و عیبی برقرار میماند.
هوش مصنوعی: این جمله به معنای این است که وجود او، باعث میشود که از ما پنهان بماند و هر گروهی در سایه او به بهانهای و دلیلی اقدام میکند.
هوش مصنوعی: تمام ذرات وجود، نشانههای او هستند؛ اگر فردی با بینش و بصیرت به آنها نگاه کند، میتواند حقیقت او را ببیند.
هوش مصنوعی: ای واحدی که در همه چیز به وضوح مشاهده میشود، من تو را در تنهاییام همانند زیبایی چهرهات میبینم.
هوش مصنوعی: ای تو که همه چیز را به خوبی میدانی، اگر کسی به برابری تو نایل شود، آن برابری را از من دور کن.
هوش مصنوعی: تو نه مانند چشمان من هستی و نه غیر از آن، به همین خاطر حال و روز من در تو به حیرت تبدیل شده است.
هوش مصنوعی: تو تنها و یگانهای که از هر چیزی غیر از خودت پاک و مبرا هستی.
هوش مصنوعی: به سوی تو دارایی من در زندگی و مرگ من است و تو امید من در روزهای سخت و درماندگی هستی.
هوش مصنوعی: من چیزی جز تو را واقعی نمیبینم و آیا میشود که بدون وجود ملت، چیزی پنهان شود؟
هوش مصنوعی: تو از هر عیب و نقص و مانند آن پاک و منزه هستی و از هر چیز ناپسند و خوارتر از خودت، به دوری. در واقع، تو از هر آنچه که در ذات خود زشتی دارد، فراتر و بلندمرتبهای.
هوش مصنوعی: ای کسی که در چشمانی گم و حیران به سر میبری، از گمان و گمانهزنی دوری کن و به محکمترین پیوندها چنگ بزن.
هوش مصنوعی: ای求 کننده هدف، با تلاش و پشتکار برخیز، زیرا هیچکس به هدفی دست نمییابد جز خود آن که کوششی جدی انجام دهد.
هوش مصنوعی: عزم و ارادهات را مانند ارادهای که من در گذشته داشتم، خالص کن و به زندگی و راحتیهای آن مشغول نباش.
هوش مصنوعی: به سخنان کسانی که درباره دیگران صحبت میکنند توجه نکن و از روشهای فریبکارانه دوری کن که بسیار ناپسند و مخرب هستند.
هوش مصنوعی: این شخص به دور از روشنایی و نور است و همچنان در تاریکیهای متوالی به سر میبرد.
هوش مصنوعی: وقتی به او رسید، چیزی را که انتظار داشت نیافت و در آن لحظه ناامیدی و حقارت را تجربه کرد.
هوش مصنوعی: اگر تو به سخن یک نفر گوش ندهی، بدون شک در حال نادیده گرفتن اطلاعات و علائم مهمی هستی.
هوش مصنوعی: آیا کسی که در نور قدم میزند، با کسی که در تاریکی عمیق راه میرود، یکسان است؟
هوش مصنوعی: کسی که خداوند او را با نور خود یاری نکند، گمراه خواهد شد و تنها او که با رهنمودهای الهی هدایت یابد، به سوی راه راست میرود.
هوش مصنوعی: تو مالک هستی و قدرت تو جاودانه است. هر که را بخواهی، به او میدهی و هر که را بخواهی، از او میگیری، به خواست خودت.
هوش مصنوعی: تو در این و آن برای آنها روشن شدهای، اما آنچه در توست و از شدت حیرت میشناسندت، نتوانسته تو را به خود بازگرداند.
هوش مصنوعی: اهلِ عقل و اندیشه به واسطهی تو در حیرتاند و من آنها را در هر شک و شبههای در دام خیال و توهم یافتم.
هوش مصنوعی: نه تو زادهای و نه پدر، چرا که تو تنها و یکتا هستی و هیچگونه تقسیم و چندگانهای در وجودت نیست.
هوش مصنوعی: تو نه به جواهر نسبت داده میشوی و نه به چیزی که به عنصرش وابسته باشد.
هوش مصنوعی: نه تو در علو و بلندی هستی و نه در پستی و پایین، و نه تو محصور به عظمت و شکوه خاصی هستی.
هوش مصنوعی: نه تو روحی هستی که سادگی خاصی داشته باشد و نه بدنی که از مواد سنگین تشکیل شده باشد.
هوش مصنوعی: نه تو پنهانی که کسی نتواند تو را ببیند، نه نمایانی که همه تو را ببینند. نه تو به طبیعتی خاص وابستهای و نه مشخصهای داری که بتوان به راحتی شناختت.
هوش مصنوعی: تو نه عقل هستی، نه آتش، نه حیات، و نه روحی با ذات لطیف.
هوش مصنوعی: نه تو مشغولی و نه بیکار، نه در وضعیتی خاص قرار داری و نه به تعداد مشخصی.
هوش مصنوعی: نه تو سرزنش شدهای و نه ملزم به چیزی هستی، و کسی که گفت «نور» همانند مَنارۀ روشنی است.
هوش مصنوعی: نه تو به زنجیر در آمدهای و نه به خودی خود؛ نه تو محسوس و قابل حس هستی و نه حس کردن.
هوش مصنوعی: تو نه در هیچ چیزی از کل حضور داری و نه از آن خارج هستی. این اعتقاد من است.
هوش مصنوعی: اگر تو فرد و یگانهای، همه چیز در برابر تو خضوع میکند و هیچکس غیر از تو وجود ندارد، ای بهترین و ممتازترین.
هوش مصنوعی: ای تو که بزرگی و ثروتت بینظیر است، ما از تو توصیفی کردهایم، اما تو آنقدر بالا و فراتر از وصفها هستی که به هیچ وصفی نمیگنجی. ای کسی که از بخشش و نعمتت منزه و پاکی، ما نمیتوانیم ستایشت کنیم، چون تو از هر مدح و ستایشی برتری.
هوش مصنوعی: تو خود به مقدار و تواناییات آگاهی، بیشتر از همه موجودات.
هوش مصنوعی: هرکس یک روز در کنار تو باشد، به خوشبختی میرسد و هرکس یک روز از تو دور شود، به بدبختی و اندوه برمیگردد.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.