گنجور

ماه قدح پوش

 
رهی معیری
رهی معیری » چند تغزل
 

هوشم ربوده ماه قدح نوشی

خورشید روی زهره بناگوشی

زنجیر دل ز جعد سیه سازی

گلبرگ تر به مشک سیه پوشی

از غم بسان سوزن زرینم

در آرزوی سیم بر و دوشی

خون جگر به ساغر من کرده

ساغر ز دست مدعیان نوشی

بینم بلا ز نرگس بیماری

دارم فغان ز غنچه خاموشی

دردا که نیست ز آن بت نوشین لب

ما را نه بوسه ای و نه آغوشی

بالای او به سرو سهی ماند

مژگان او بخت رهی ماند

ای مشکبو نسیم صبحگاهی

از من بگو بدان مه خرگاهی

آه و فغان من به قلک برشد

سنگین دلت نیافته آگاهی

با آهنین دل تو چه داند کرد؟

آه شب و فغان سحرگاهی

ای همنشین بیهوده گو تا چند

جان مرا به خیره همی کاهی؟

راحت ز جان خسته چه می جویی؟

طاقت ز مرغ بسته چه میخواهی؟

بینی گر آن دو برگ شقایق را

دانی بلای خاطر عاشق را



🖰 با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

🖐 شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفعول فاعلات مفاعیلن (مضارع مسدس اخرب مکفوف) | منبع اولیه: تبیان | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

🎜 معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

📷 پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، 📖 راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال ۳ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

آزاده حقانی نوشته:

به نظر میرسد مصراع آخر شعر سایه گیسو چنین باشد: “مژگان او به بخت رهی ماند”

👆☹

محمد رضا نوشته:

به نظر می رسد عنوان شعر ماه قدح نوش باشد.

👆☹

مرادی نوشته:

در بیت اول بند دوم “صبحگاهی” وزن را خراب میکند. صحیح احتمالا “سحرگاهی” است. در بیت دوم هم “قلک برشد” به “فلک بر شد” تغییر یابد:با ف و فاصله بین “بر” و “شد”.

👆☹

دریای سخن