عرفی » غزلیات » غزل شمارهٔ ۵۵: هم سمندر باش و هم ماهی که در جیحون عشق - روی دریا سلسبیل و قعر دریا آتش است
غالب دهلوی » دیوان اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۷۰: گشتهام غالب طرف با مشرب عرفی که گفت - «روی دریا سلسبیل و قعر دریا آتش است»
عرفی » قصیدهها » شمارهٔ ۶۲ - در حسب حال خود گوید: قافیه گر یافتم مکرر بستم - گر من فرهنگ بودمی چه غمستی
غالب دهلوی » دیوان اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۳۱۴: قافیه غالب چو نیست پرس ز عرفی - «گر من فرهنگ بودمی چه غمستی؟»