گنجور

 
اوحدی مراغه‌ای
 

به روی خود نظر کن، تا بلای عقل و دین بینی

گره بر مشکها زن، تا کساد مشک چین بینی

سر و دل خواستی از من، اشارت کن، که در ساعت

سرم بر آستان خویش و دل بر آستین بینی

مرا سر گشته و حیران و ناکس گفته‌ای، آری

تو صاحب دولتی، در حال مسکینان چنین بینی

بهشتی طلعتا، آن چشمهٔ کوثر لبت باشد

که در وی لذت شیر و شراب و انگبین بینی

قیامت میکند طبعم چو میبیند ترا، آری

قیامت باشد آن ساعت که مه را بر زمین بینی

جدا کن پرده از رخسار چون خورشید نورانی

که نور خرمن ماهش به معنی خوشه چین بینی

دو لعل خویش را یک دم به وصف خود زبانی ده

که همچون اوحدی ملک سخن زیر نگین بینی

mouse با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

format_list_numbered_rtl حذف شماره‌ها | وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم) | search شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: ویکی‌درج | linkرونوشت نشانی | content_copyرونوشت متن | share

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

music_note معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

photo_camera پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، support راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

برای حاشیه‌گذاری باید در گنجور ثبت نام کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.