گنجور

غزل شمارهٔ ۷۸۳

 
اوحدی
اوحدی » دیوان اشعار » غزلیات
 

ما با تو رسم یاری گفتیم اگر شنیدی

احوال خود به زاری گفتیم اگر شنیدی

گفتی که: باز دارم گوشی به جانب تو

ای بی‌وفا چه داری؟ گفتیم اگر شنیدی

دردی که هست ما را در دوری تو صد پی

با باد نوبهاری گفتیم اگر شنیدی

نه رونق تو ماند،نه سوز دردمندان

تا دیده بر گماری، گفتیم اگر شنیدی

صد روز وعده دادی ما را به وصل، جانا

روزی همی شماری، گفتیم اگر شنیدی

جانیست آن لب تو، یک دم بما سپارش

آیین جان سپاری، گفتیم اگر شنیدی

اصل محبت از ما پرسی که: چیست هر دم؟

مهرست و سازگاری، گفتیم اگر شنیدی

گفتی که: اوحدی را روزی بر خود آرم

گویی ولی نیاری، گفتیم اگر شنیدی



🖰 با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

🖐 شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفعول فاعلاتن مفعول فاعلاتن (مضارع مثمن اخرب) | 🔍 شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

🎜 معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

📷 پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، 📖 راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

گنجور را در اینستاگرام دنبال کنید.