گنجور

برای پیشنهاد تصاویر مرتبط با اشعار لازم است ابتدا با نام کاربری خود وارد گنجور شوید.

ورود به گنجور

 
اوحدی مراغه‌ای
 

جور دیدم تا بدید آن خسرو خوبان که من،

عاشقم، وز من بپوشانید رخ چندان که من،

در غمش دیوانه گشتم، بی رخش مجنون شدم

سر به صحراها نهادم، فاش گردید آن که من،

خوف بدنامی ندارم، بیم رسواییم نیست

ور بمانم مدتی دیگر چنان می‌دان که من،

دل به درد او سپارم، تن به مهر او دهم

وآن بلا را کس نداند بعد از آن درمان که من،

هر چه گویم راست گویم، وین بتر کز هر طرف

من دوای درد دل پرسان و دل ترسان که من،

هم به ترک سر بگویم، هم دل از جان بر کنم

وآن زمان درد دلم را چاره‌ای نتوان که من،

دل ز غم خون کرده باشم، خون ز مژگان ریخته

ور چنین باشد حدیثم کی شود پنهان که من،

دیده‌ای پر اشک دارم، چهره‌ای پر خون دل

واندر این محنت نخواهم شست دست از جان که من،

اوحدی را می‌شناسم، طالع خود دیده‌ام

ور تو حالم را بدانی، رحمت آری زآن که من،

حاشیه‌ها

تا به حال ۷ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

عباس مشرف رضوی در ‫۱۱ سال و ۶ ماه قبل، یک شنبه ۱۶ خرداد ۱۳۸۹، ساعت ۱۶:۵۵ نوشته:

علامت سوال در بیت اول شاید درست نباشد:
مصراع اول:
"...خسرو خوبان، که من عاشقم ("که" حرف ربط دوجمله: "دید -که- من عاشقم" ).
مصراع دوم:
"و زمن بپوشانید رخ، چندان که من." (یعنی: "بهمان اندازه که من - جوردیدم، او رخ بپوشانید - ").
ممنون.

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 
عباس مشرف رضوی در ‫۱۱ سال و ۶ ماه قبل، یک شنبه ۱۶ خرداد ۱۳۸۹، ساعت ۱۷:۱۶ نوشته:

وای خدایا!!!....
من فکر می کنم سرِّ این شعر اینست که آخر هر بیت به ابتدای بیت بعدی متصل می شود...
و آخر بیت آخر به ابتدای بیت اول...و بصورت حلقوی تکرار می شود...
تا بحال نظیر آنرا ندیده بودم...حیرت آور است... و خواندن غزل به اینصورت، طنین خاصی به آن می دهد و آنرا به نثر مانند می کند.
لطفا علامت سوالها را بردارید... و بجای آن می توان در انتهای هر بیت سه نقط قرارداد.
ممنون.
---
پاسخ: با تشکر، علامتگذاری مطابق پیشنهاد شما تغییر کرد. کشف جالبی کردید من هم لذت بردم.

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 
رسته در ‫۱۱ سال و ۶ ماه قبل، دو شنبه ۱۷ خرداد ۱۳۸۹، ساعت ۱۳:۳۵ نوشته:

علامت گذاری سه نقطه ( ...) برای این مورد درست به نظر نمی آید. آن چه منظور شما را خواهد رساند یک ویرگول است و بس نه سه نقطه.
این صنعت در شعر می نواند در رده ی سحر حلال قرار گیرد.
---
پاسخ: با تشکر، مطابق نظر شما علامتگذاری شد.

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 
عباس مشرف رضوی در ‫۱۱ سال و ۶ ماه قبل، سه شنبه ۱۸ خرداد ۱۳۸۹، ساعت ۱۴:۴۸ نوشته:

بسیار عالی...
ولی درضمن این، توجه کنید که هر بیت درعین حال، به اول همان بیت هم قابل اتصال است...
(البته از لحاظ معنی، اتصال به اول بیت بعدی، مرجح است)

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 
عباس مشرف رضوی در ‫۱۱ سال و ۶ ماه قبل، سه شنبه ۱۸ خرداد ۱۳۸۹، ساعت ۱۵:۰۱ نوشته:

اما اتصال به اول همان بیت می تواند بصورت مجازی باشد (و عملا به قرینه حذف شود) و به این ترتیب، غزل بهمان صورت هم که هست، معنی خواهد داشت؛ مثلا:
خوف بدنامی ندارم، بیم رسواییم نیست
ور بمانم مدتی دیگر چنان می‌دان که من... ( "من خوف بدنامی ندارم")؛ که دیگر لازم نیست تکرار شود (اگر به قرینه حذف شده باشد)؛ چرا که "که" (یا "که من" ) دراینجا به همان مطلب نقل شده اشاره دارد.
یا هر بیت دیگر، مثلا آخرین بیت:
اوحدی را می‌شناسم، طالع خود دیده‌ام
ور تو حالم را بدانی، رحمت آری زآن که من (- همانطور که من - خودم را می شناسم و طالعم را می دانم؛ یعنی چندانکه من خودم را می شناسم، اگر تو هم مرا می شناختی، بر من رحمت می آوردی)
به این ترتیب فکر می کنم در هر سه قالب اگر شعر خوانده شود، معنی دار خواهد بود...
چه آخر هر بیت به اول بیت بعدی و بیت آخر به اول بیت اول
چه هر بیت به اول خودش
و چه خواندن "که من" بعنوان رجوعی (و تاکیدی) به آنچه که گفته و "پیش نهاده" شده در ابتدای همان بیت.
سپاسگزارم.

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 
مهرداد در ‫۵ سال و ۸ ماه قبل، جمعه ۶ فروردین ۱۳۹۵، ساعت ۱۱:۵۸ نوشته:

بیت چهارو پنجم ظاهرا جابجاست

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 
بهرام در ‫۵ سال و ۸ ماه قبل، جمعه ۶ فروردین ۱۳۹۵، ساعت ۱۲:۰۴ نوشته:

توجه بفرمایید. اینطوری بنظر ارتباط ابیات درست تره
خوف بدنامی ندارم، بیم رسواییم نیست
ور بمانم مدتی دیگر چنان می‌دان که من،
هر چه گویم راست گویم، وین بتر کز هر طرف
من دوای درد دل پرسان و دل ترسان که من
دل به درد او سپارم، تن به مهر او دهم
وآن بلا را کس نداند بعد از آن درمان که من،
هم به ترک سر بگویم، هم دل از جان بر کنم
وآن زمان درد دلم را چاره‌ای نتوان که من،

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 

برای حاشیه‌گذاری باید در گنجور ثبت نام کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.