گنجور

 
اوحدی مراغه‌ای
 

باغ جهان روی تست، رای گلستان مکن

طیرهٔ سنبل مخواه، طره پریشان مکن

گر چه به حکم توایم، بر جگر ریش ما

زخم، که شاید،مزن، جور، که بتوان، مکن

رای که بود؟ اینکه تو: عاشق بیچاره را

دم بدم از درد خود می‌کش و درمان مکن

چونکه به فرمان تست این دل مسکین که گفت:

کاندل چون سنگ را هیچ به فرمان مکن

جان و تن ما تراست، دیده و دل نیز هم

قصد دل و دیده و قصد تن و جان مکن

با همه شکر، که هست در لب شیرین تو

این نمکم هر زمان بر دل بریان مکن

اوحدی، ار می‌نهی دل به رخ آن نگار

تن به غریبی بنه، یاد صفاهان مکن

mouse با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

format_list_numbered_rtl حذف شماره‌ها | وزن: مفتعلن فاعلن مفتعلن فاعلن (منسرح مطوی مکشوف) | search شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: ویکی‌درج | linkرونوشت نشانی | content_copyرونوشت متن | share

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

music_note معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

photo_camera پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، support راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

برای حاشیه‌گذاری باید در گنجور ثبت نام کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.