گنجور

غزل شمارهٔ ۶۲۶

 
اوحدی
اوحدی » دیوان اشعار » غزلیات
 

دوستی با دشمنان ما مکن

سود ایشان و زیان ما مکن

خون من خوردی، دلم را غم بخور

دل ببری،قصد جان ما مکن

چون میانت خون ما ریزد، کمر

گو: فضولی در میان ما مکن

از لب خود کان دشمن بر میار

زهر قاتل در دهان ما مکن

ای که میرانی به دشنامم ز در

جز به شمشیر امتحان ما مکن

گر نبیند چشم ما جز روی تو

گوش بر آه و فغان ما مکن

راز عشقت گر بگویم آشکار

داروی درد نهان ما مکن

گر نمیرد اوحدی پیشت روان

هیچ رحمت بر روان ما مکن



🖰 با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

🖐 شماره‌گذاری ابیات | وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی) | 🔍 شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

🎜 معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

📷 پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، 📖 راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

گنجور را در اینستاگرام دنبال کنید.