گنجور

 
اوحدی مراغه‌ای
 

من مستم و ز مستی در یار می‌گریزم

زنار بسته محکم، زین نار میگریزم

هر چند بادهٔ او مرد افگنست و قاتل

من جای خویش دیدم، هشیار میگریزم

بر خار می‌نشینم، گل را ز دور بینم

تا دشمنم نگوید: کز خار می‌گریزم

چون ماهی به شستم، در دامم و به دستم

با آنکه از کف او بسیار می‌گریزم

با یار بود میلم وقتی به غار بودن

اکنون که یار برگشت از غار می‌گریزم

بار و خری که با من دیدی بسان عیسی

زان خر بیوفتادم، زان بار می‌گریزم

ماهی که دور بودی وز ما نفور بودی

چون یار اوحدی شد ز اغیار می‌گریزم

mouse با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

format_list_numbered_rtl حذف شماره‌ها | وزن: مفعول فاعلاتن مفعول فاعلاتن (مضارع مثمن اخرب) | search شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: ویکی‌درج | linkرونوشت نشانی | content_copyرونوشت متن | share

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

music_note معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

photo_camera پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، support راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

برای حاشیه‌گذاری باید در گنجور ثبت نام کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.