گنجور

 
اوحدی مراغه‌ای
 

ای به خار هجر ما را سفته دل

رحمتی کن بر من آشفته دل

رنگ رویم سربسر کرد آشکار

سر اندر سالها بنهفته دل

قصهٔ آتش، که در جان منست

بر زبان آب چشمم گفته دل

بر امید آنکه او را غم خوری

پیش خار غم چو گل بشکفته دل

سینهٔ ما را، که خلوتگاه تست

از غبار هر خیالی رفته دل

پیش ازینم هر کسی می‌داد پند

لیک از کس پند ناپذرفته دل

شرح بیداری و شبهای ترا

اوحدی، زین پس مگو با خفته دل

mouse با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

format_list_numbered_rtl حذف شماره‌ها | وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی) | search شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: ویکی‌درج | linkرونوشت نشانی | content_copyرونوشت متن | share

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

music_note معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

photo_camera پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، support راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

برای حاشیه‌گذاری باید در گنجور ثبت نام کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.