گنجور

 
اوحدی مراغه‌ای
 

کاکل کافرانه بین، زیور گوش او نگر

و آن مغلی مغولها بر سر و دوش او نگر

رنگ قمر کجا بری؟ روی چو ماه او ببین

تنگ شکر چه میکنی؟ لعل خموش او نگر

شیوه کنان چو بگذرد بر سر اسب گوی زن

تندی مرکبش ببین، گرمی و جوش او نگر

در عجبی ز حیرتم، در رخ چون نگار او؟

حیرت من چه میکنی؟ بردن هوش او نگر

گر به رخش نگه کنم، بهر نگاه کردنی

زهر مریز بر دلم، چشمهٔ نوش او نگر

مست شبانه بامداد، آمد و کرد قتل ما

فتنهٔ روز ما ببین، مستی دوش او نگر

ای که به وقت تاختن غارت او ندیده‌ای

حجرهٔ اوحدی ببین، خانه فروش او نگر

mouse با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

format_list_numbered_rtl حذف شماره‌ها | وزن: مفتعلن مفاعلن مفتعلن مفاعلن (رجز مثمن مطوی مخبون) | search شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: ویکی‌درج | linkرونوشت نشانی | content_copyرونوشت متن | share

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

music_note معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

photo_camera پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، support راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال یک حاشیه برای این شعر نوشته شده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

محمد در ‫۴ سال و ۱ ماه قبل، پنج شنبه ۹ شهریور ۱۳۹۶، ساعت ۱۴:۱۴ نوشته:

مصرع دوم بیت اول این شعر زیبا با ضبط گنجور بی‌معنی‌است و به‌جای کلمۀ «مغوله» نغوله باید باشد.

 

برای حاشیه‌گذاری باید در گنجور ثبت نام کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.