گنجور

 
اوحدی مراغه‌ای
 

رخ تو به جز جور و خواری نداند

دل من به جز بردباری نداند

ز بی یارمندی بنالند مردم

من از یارمندی، که یاری نداند

ز روزم چه پرسی؟ که چشم ترمن

بجز رنگ شبهای تاری نداند

من از داغ هجر تو هردم به نوعی

بگریم، که ابر بهاری نداند

چنان نقش رویت گرفتست چشمم

که نقش منش پیش داری نداند

ز پیش دلم شادمانی چه جویی؟

که غم دید و جز سوگواری نداند

دلم دانشی کز جهان کرد حاصل

گران نیز یادش نیاری نداند

ز عشق تو زارند خلقی ولیکن

کس این شیوه فریاد و زاری نداند

روانم ز جور لبت چون نسوزد؟

که با اوحدی سازگاری نداند

mouse با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

format_list_numbered_rtl حذف شماره‌ها | وزن: فعولن فعولن فعولن فعولن (متقارب مثمن سالم) | search شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: ویکی‌درج | linkرونوشت نشانی | content_copyرونوشت متن | share

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

music_note معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

photo_camera پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، support راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

برای حاشیه‌گذاری باید در گنجور ثبت نام کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.