گنجور

 
اوحدی مراغه‌ای
 

نیشکر آن روز دل ز بند بر آرد

کو چو لبت پسته‌ای به قند بر آرد

صید چو آن زلف چون کمند ببیند

پیش رود، سر به آن کمند برآرد

بر چمن و سبزه آفتی مرسادش

باغ، که سروی چنین بلند بر آرد

پیش من آن خاک پر ز لعل، که روزی

گرد خود از نعل آن سمند بر آرد

سینه سپند تو گشت و آتش سودا

تا به کجا بوی این سپند بر آرد؟

بر دل ریشم، شبی که دیده بگرید

خط تو آن را به ریشخند بر آرد

جان مرا چون محبت تو پسندید

گر ندهم، سر به ناپسند برآرد

بیخ که دست غمت به سینه فرو برد

از دل من شاخ پر گزند بر آرد

اوحدی از بند هر دو کون برآید

گر دل او را لبت ز بند برآرد

mouse با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

format_list_numbered_rtl حذف شماره‌ها | وزن: مفتعلن فاعلات مفتعلن فع (منسرح مثمن مطوی منحور) | search شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: ویکی‌درج | linkرونوشت نشانی | content_copyرونوشت متن | share

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

music_note معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

photo_camera پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، support راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

برای حاشیه‌گذاری باید در گنجور ثبت نام کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.