گنجور

 
اوحدی مراغه‌ای
 

تا بر دوست بار نتوان یافت

دل بر ما قرار نتوان یافت

تا نیاید نگار ما در کار

کار ما چون نگار نتوان یافت

بی‌دهان و لب چو شکر او

عاشقان را شکار نتوان یافت

گر بپرسیدنم نهد گامی

جز دل و جان نثار نتوان یافت

به جز اندر دهان و جز لب او

زندگانی دوبار نتوان یافت

در جهان از شمار شوخی او

تا به روز شمار نتوان یافت

بر وفا دل منه، که خوبان را

به وفا استوار نتوان یافت

اوحدی، کار عشق کن، که به نقد

به ازین هیچ کار نتوان یافت

پای‌دار، ار بگیردت غم عشق

عشق بی‌گیر ودار نتوان یافت

mouse با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

format_list_numbered_rtl حذف شماره‌ها | وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون) | search شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: ویکی‌درج | linkرونوشت نشانی | content_copyرونوشت متن | share

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

music_note معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

photo_camera پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، support راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

برای حاشیه‌گذاری باید در گنجور ثبت نام کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.