گنجور

غزل شمارهٔ ۱۲

 
اوحدی
اوحدی » دیوان اشعار » غزلیات
 

چون ندیدم خبری زین دل رنجور ترا

در سپردم به خدا، ای ز خدا دور، ترا

شاد نابوده ز وصل تو من و نابوده

توجفا کرده و من داشته معذور ترا

صورت پاک ترا از نظر پاک مپوش

که به جز دیدهٔ پاکان ندهد نور ترا

گر ز دیدار تو آگاه شوند اهل بهشت

سر مویی نفروشند به صد حور ترا

ای که رنجی نکشیدی و ندیدی ستمی

چه غم از حال ستم‌دیدهٔ رنجور ترا؟

تو که چون من ننشستی به غمی روز دراز

سخت کوتاه نماید شب دیجور ترا

اوحدی را ز نظر دور مدار، ای دل و جان

که دلارام ترا دارد و منظور ترا



🖰 با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

🖐 شماره‌گذاری ابیات | وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف) | 🔍 شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

🎜 معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

📷 پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، 📖 راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال ۲ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

امین کیخا نوشته:

سپردن به معنی تحویل دادن را نباید با سپردن با فتحه روی دوم یعنی separdan اشتباه کرد این لغت دوم به معنی طی کردن است و شگفت اینکه سپر از همین واژه ریشه لغت فارسی سفر است که به عربی داده شده است و مسافر و بقیه از روی آن درست شده اند .

👆☹

ج.م. نوشته:

که دل آرام تو را دارد و منظور تو را

👆☹

گنجور را در اینستاگرام دنبال کنید.