گنجور

شمارهٔ ۱۵۰

 
عرفی
عرفی شیرازی » مثنویات
 

خوش در خورست حسرت تو با گریستن

بی یاد تو حلال مبادا گریستن

بی گریه دوستدار تو آرام گیرنیست

یا کاو کاو دیده و دل یا گریستن

گوئی که یاد می کنمت گه گهی ولی

بیهوده نیست در دل شبها گریستن

نازم بغمزه تو که یک کار کرده است

صد ساله ره زدیده من تا گریستن

من خود کیم که گریه بحالم کنی ولی

می زیبدت بنرگس شهلا گریستن

گر کام دل ز گریه میسر شود ز دوست

صد سال میتوان به تمنا گریستن

عرفی حریف دیده تر نیستی ولی

بسیار گریه آورد این ناگریستن



🖰 با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

🖐 شماره‌گذاری ابیات | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

🎜 معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

📷 پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، 📖 راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

کانال رسمی گنجور در تلگرام