گنجور

شمارهٔ ۱۴۹

 
عرفی
عرفی شیرازی » مثنویات
 

دانی که کیست مصلحت ما گریستن

پنهان ملول بودن و تنها گریستن

عمرم بگریهای هوس صرف شد کنون

عمری بتازه باید حالا گریستن

درمان درد من زمسیحا مجو که هست

دردم جفای یار و مداوا گریستن

گاهی بیاد سرو قدی گریه هم خوش است

تا کی زشوق سدره طوبی گریستن

هر کس که هست گریه بجانش رواست بس

نتوان به عالمی تن تنها گریستن

عرفی زگریه دست نداری که در فراق

دردت زدل نمیبرد الا گریستن



🖰 با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

🖐 شماره‌گذاری ابیات | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

🎜 معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

📷 پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، 📖 راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

دریای سخن