گنجور

 
عرفی شیرازی
 

چند چو اهل آبرو در پی آبرو روم

زهر ز امتحان خورم در پی آرزو روم

شوق سر بریده را بر سردار میبرد

این سروصد سرد گر بازم و رو برو روم

دست بدست میروم همره لشگر جنون

تا بکدام دشت خون پا نهم و فرو روم