گنجور

 
عرفی شیرازی
 

آهنک شادمانه بگوشش نمیزنیم

مستست این ترانه بگوشش نمیزنیم

این بس جزای طعنه زاهد که هیچگاه

قول شراب خانه بگوشش نمیزنیم

عهدش نماند کین دو جهان گشت نامراد

بی مهری زمانه بگوشش نمیزنیم

گل گوش جان گشوده و ما بلبلان باغ

یک بانگ بلبلانه بگوشش نمیزنیم

عرفی بنغمه گوش بیالود و ما هنوز

از ناله تازیانه بگوشش نمیزنیم