گنجور

 
عنصری بلخی
 

ز زلف تو برده ست شبوّی بوی

ازو گشت پر مشک مشکوی و کوی

کجا جوی خون بینی ای دلربای

رخان مرا اندر آن جوی جوی

تو گوئی که دل شستم از تو چرا

دل از من چه شوئی دل از شوی شوی

چو چوگان خمیدست بدگوی ما

نباشم بچوگان بدگوی گوی

روان موی و اشکست آموی آب

چه ارزد بر آب آموی موی

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

برای حاشیه‌گذاری باید در گنجور ثبت نام کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.