گنجور

شمارهٔ ۹۷۴

 
حکیم نزاری
حکیم نزاری » غزلیات
 

صعب کاریست سرآسیمه ی ایام شدن

بازگشتن ز رقیبان و به ناکام شدن

می روم بی خود و باخود زجفا می گویم

تا کی از دست دل انگشت کشِ عام شدن

یک قدم را که نهادم دم رفتن بر دوست

وقت رجعت نتوان باز به ده گام شدن

پیش ما روی نکونیست دریغ ارنه رواست

از پی روی نکو رفتن و بدنام شدن

گر خردمند بود مرد چو پیش آید کار

بایدش اول از آغاز به انجام شدن

این همان دانه ی زرق است نزاری هش دار

مصلحت نیست دگر باره سوی دام شدن

مغز دین در سر سودای هوس نتوان کرد

از پی حرمت کافر نتوان خام شدن

منزل بادیه دور است و سحر گه نزدیک

دشمنان خفته صواب است به هنگام شدن

حوریان منتظر آن که ببینند و تو را

شرم ناید چو مُغ آخر برِ اصنام شدن

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: منبع نزاری | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام