گنجور

بخش ۲۹ - داستان پیر خشت‌زن

 
نظامی
نظامی » خمسه » مخزن الاسرار
 

در طرف شام یکی پیر بود

چون پری از خلق طرف گیر بود

پیرهن خود ز گیا بافتی

خشت زدی روزی از آن یافتی

تیغ زنان چون سپر انداختند

در لحد آن خشت سپر ساختند

هرکه جز آن خشت نقابش نبود

گرچه گنه بود عذابش نبود

پیر یکی روز در این کار و بار

کار فزائیش در افزود کار

آمد از آنجا که قضا ساز کرد

خوب جوانی سخن آغاز کرد

کاین چه زبونی و چه افکندگیست

کاه و گل این پیشه خر بندگیست

خیز و مزن بر سپر خاک تیغ

کز تو ندارند یکی نان دریغ

قالب این خشت در آتش فکن

خشت تو از قالب دیگر بزن

چند کلوخی بتکلف کنی

در گل و آبی چه تصرف کنی

خویشتن از جمله پیران شمار

کار جوانان بجوانان گذار

پیر بدو گفت جوانی مکن

درگذر از کار و گرانی مکن

خشت زدن پیشه پیران بود

بارکشی کار اسیران بود

دست بدین پیشه کشیدم که هست

تا نکشم پیش تو یکروز دست

دستکش کس نیم از بهر گنج

دستکشی میخورم از دست‌رنج

از پی این رزق وبالم مکن

گر نه چنینست حلالم مکن

با سخن پیر ملامتگرش

گریان گریان بگذشت از برش

پیر بدین وصف جهاندیده بود

کز پی این کار پسندیده بود

چند نظامی در دنیی زنی

خیز و در دین زن اگر میزنی



با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفتعلن مفتعلن فاعلن (سریع مطوی مکشوف) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال ۶ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

باقری نوشته:

سلام. در بیت با سخن پیر ملامتگرش/ گریان گریان بگذشت از برش
آیا بین پیر و ملامتگرش ویلگول وجود دارد یا نه؟
چون که اگر وجود داشته باشد مرجع (ش) به جوان برمیگرده اما اگر وجود نداشته باشه مرجع (ش) به پیر برمیگرده…!
استاد ادبیات ما گفته در این مورد این شعرو امتحانی قرار داده اما برای ما ابهام به وجود آورده و ما هرچه میگردیم چیز دقیقی پیدا نمیکنیم. میخواستم اگه میشه کسی جواب سوال ما را بدهد.

👆☹

merce نوشته:

باقری گرامی
در بیت :با سخن پیر ملامتگرش
گریان گریان بگذشت از برش
می شود از دو جهت نظر داد
هم پیر می تواند ملامتگر باشد و هم جوان ، ولی آنکه گریان میرود جوان است که شاید از گفته ی خود پشیمان است ، می توان ویرگول گذاشت ، می توان بدون ویرگول خواند : پیر ِ ملامتگرش . کجاست نظامی تا بپرسیم
با ادای احترام
مرسده

👆☹

احمد رضا فروتن نوشته:

اگر بدون ویرگول بخوانیم این معنی از ان حاصل شود,سخنی از ملامتگر است ولی پیر است ,بسیار ساده ,باسخنانی که پیر به ملامتگر خود یعنی جوان که او را ملامت کرده بود,از بر پیر با گریه رفت,,دلیلی برای گریستن پیر وجود ندارد .بنظر میرسد مصرع دوم ایراد وزنی دارد. گریه کنان او بگذشت از برش,.
ارادتمند, فروتن.

👆☹

محسن نوشته:

با سلام خدمت دوست خوبمون باقری عزیز
ببین گلم حرف ش در ملامتگرش مضاف الیه است ک بر میگرده به جوان.ینی ش ینی جوان.ینی با این حرفی ک اون پیرمرد به حالت ملامت به اون جوان گفت در حالی که گریه میکرد از پیش پیرمرد رفت.
خیلی ساده است و هیچ تعبیر دیگه ای از اون برداشت نمیشه

👆☹

ازیتا نوشته:

توی این مثنوی مشاهده میشه ک پیرمرد جواب جوان را ب زیبایی میده.
و اون جوان زمانی ک دید اون پیرمرد پاسخشو میده بخاطر اینکه تحت تاثیر سخنان پیر قرار گرفت ب گریه افتاد.ترجمه اش میشه
با سخنی ک پیرمرد سرزنش کننده ب اون جوان زد با حالت گریه ک ناشی از تاثیر از حرف پیرمرد بود از کنار پیرمرو رد شد

👆☹

ارسلان نوشته:

وقت بخیر
قالب این خشت در آتش فکن
خشت نـــو از قالب دیگر بزن
خشت تو نادرست است

👆☹

در فهرست‌گذاری نسخه‌های خطی اشعار گنجور مشارکت کنید