گنجور

 
نیر تبریزی
 

همتی کز پا نشستم یا علی

مانده ام بر گیر دستم یا علی

تا بدیدار تو چشمم باز شد

از جهان دل بر تو بستم یا علی

مردم ار مست می خمخانه اند

من ز مینای تو مستم یا علی

من ندانم چیستم یا کیستم

از تو هستم هرچه هستم یا علی

خواجگی کن عهد خود مشکن من ار

عهد خود با تو شکستم یا علی

پایه از چرخ بلندم برتر است

بر درت تا خاک پستم یا علی

از گیاه خاک بستان توام

گر تبر زدوز کیستم یا علی

برعطای تست چشمم کز خطا

تیر فرصت شد ز شستم یا علی

خلق اگر دل بر گدایان بسته اند

من گدای شه پرستم یا علی

ایعصای رهروان دستی که من

پای خویش از تیشه خستم یا علی

زاهدان در انتظار کوثرند

من خوش از جام الستم یا علی

پای مردی کن زلطفم دستگیر

نیر بی پا و دستم یا علی