گنجور

بخش ۲۰ - زبانحال از قول جناب سکینه به جناب علی اکبر

 
نیر تبریزی
نیر تبریزی » لآلی منظومه
 

برادر ایمنم با تو در ایندشت

چو نالان بلبلی برطرف گلگشت

خوشم با تو کنون اما دریغا

که باید رفتن و واهشتن ایندشت

برادر چون کشم تنگت در آغوش

که خود زخم است از پا تا بناگوش

همه پیکان و تیر آید بخوابم

چو شب گیرم خیالت را در آغوش

برادر گلشن از تو گلخن از من

ره شام و جفای دشمن از من

بگلگشت جنان بالیدن از تو

بکنج بیکسی نالیدن از من

برادر غم یکی بودی چه بودی

اگر درد اندکی بودی چه بودی

غریبی و یتیمی و اسیری

از این سه گر یکی بودی چه بودی

برادر خواهری کش باب دلسوز

بدامن پرویدستی شب و روز

چنان دور از تو پاکوب بلا شد

که خون گرید بحالش دشمن امروز

برادر از جهان دل در تو بستم

ز دنیا رشتۀ الفت گسستم

گلی ناچیده زین باغ ایدریغا

ز دامان تو ببریدند دستم

برادر درد ها در سینه دارم

که بر خود سوزم و گفتن نیارم

برادر رفتی و آخر ندیدی

که چون شد کشته باب غمگسارم

برادر طاقتم بالله سر آمد

بنای صیرم از پای اندر آمد

سری بردار و یکدم در برم گیر

که قاتل در کف اینکه خنجر آمد

🖰 با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

🖐 شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی) | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

🎜 معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

📷 پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، 📖 راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

برای حاشیه‌گذاری باید در گنجور ثبت نام کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.